قبل از اینکه نظرم را به اشتراک بگذارم باید چند نکته را بگویم. این دومین برنامه گاندام من است که تماشا می کنم. من فقط MSG اصلی را قبل از این دیده بودم. دوم، من ریمستر HD را تماشا کردم. و سوم اینکه من هنوز سرنوشت یا آزادی را ندیده ام. من به این نمایش رفتم که انتظار بهترین ها را نداشتم اما با دیدی بسیار مثبت از آن بیرون آمدم. علیرغم کاستیهای متعدد، احساس میکردم که خوبیها بر بدیها بیشتر میشود. من فکر میکنم SEED با چگونگی توضیح چگونگی گسترش نفرت کار خوبی انجام میدهد. احساسات منفی در زمان اضافه ایجاد می شود و اختلافات بین افراد می تواند این نفرت و ترس را تشدید کند. آسانتر است که همه را در یک گروه خاص با طرز فکری جمع کنیم تا اینکه عمیقتر به خودمان و باورهایمان نگاه کنیم. نفرت و ترس به خشونت تبدیل می شود و اینگونه می توان جنگ را آغاز کرد.
کاراکترهای سریال همگی خوب بودند و نقش هایشان را به خوبی ایفا کردند، اما هیچ کس نبود که من واقعاً از دیدن آنها هر وقت روی پرده می آمدند خوشحال باشم. کیرا یک مری سو عظیم است و در حالی که توضیحی در مورد دلیل آن وجود دارد، اما تغییر نمی کند که او تقریباً هیچ غلطی نمی تواند بکند. با وجود این، من هنوز هم فکر می کنم قوس شخصیت او خوب بود. اگر کیرا در طول نمایش دچار مشکل ذهنی نمی شد، خیلی بیشتر از او بدم می آمد. اگر او هم در داخل و هم خارج از گاندام کامل بود، از او متنفر بودم. فلی مورد نفرت زیادی از طرف طرفداران قرار می گیرد اما من از شخصیت او لذت بردم. دختر جوانی که از جنگ آسیب دیده است و به همین دلیل سعی میکند تنها کسی را که میتواند به درستی خلبانی گاندام را انجام دهد، اصلاح کند تا مطمئن شود که هرگز از جایش سر نخورد. این یک پیچ و تاب جالب نسبت به سال 1979 است، زیرا SEED تقریباً شبیه به The Force Awakens است. من به همه شخصیت ها نمی پردازم، اما فکر می کنم همه آنها نقش های خود را به خوبی ایفا کردند. مشکل اصلی من با شخصیت های داستان این است که برخی از آنها چقدر یک بعدی هستند. عمدتاً خلبانان لباس موبایل راو و فدراسیون زمین. راو فقط یک کلون Char است، اما میخواهد دنیا را ببیند که در حال سوختن است، آنقدر جالب نیست که بگوییم با صدای بلند به نظر میرسد. خلبانان جدید فدراسیون زمین که در نیمه راه معرفی شدهاند، صرفاً برای وجود شرورانی هستند که کیرا باید به آنها شلیک کند. میدانم که برای دادن زمان مناسب برای نمایش آنها خیلی دیر بود، اما دیدن آن همچنان ناامیدکننده است. شخصیت های مورد علاقه قطعا مو لا فلاگا، یزاک و عزرائیل بودند. علاوه بر این، دوباره هر شخصیت نقش خود را به اندازه کافی خوب ایفا کرد.
من فکر میکنم دلیل بزرگی که باعث شد این نمایش خیلی خوب کار کند سرعت آن است. هیچ صحنه ای وجود نداشت که احساس غیرضروری کند. نمایش سرعت نسبتاً سریعی داشت اما همچنان برای صحنه هایی که به آن نیاز داشتند کند شد. در پایان هر اپیزود، همیشه احساس میکردم مجبور بودم ببینم چه اتفاقی میافتد یا اینکه در یک لحظه رضایتبخش به پایان رسید و آن را شب نامیدم. به نظر من این نشان از یک نمایش خوب است.
چند مشکلی که من با آن داشتم فقط برخی موارد ناسازگار بود. والتفلد یک شخصیت دوپینگ بود، اما بازگرداندن او از انفجار احساس عجیبی داشت و از طرفداران آنقدرها هم خوب نبود. Strike Daggers فوقالعادهاند، اما من واقعاً نمیفهمم که چگونه طبیعیها مدام توضیح میدهند که از هر نظر بدتر از Coordinator هستند، با این حال آنها تقریباً در هر مبارزه دوباره ZAFT Ginns برنده میشوند. من متوجه شدم که این فناوری جدیدتر و قدرتمندتر در داخل Daggers است، اما نشان داده شده است که هماهنگکنندهها در خلبانی لباسهای متحرک آنقدر ماهر هستند که احساس میکنم نباید آنقدر توسط خنجرها مورد ضرب و شتم قرار گیرند. سبک هنری کمی نیاز دارد که به آن عادت کنیم، اما دو قسمت اول تصاویر عجیب و غریبی در خود داشتند. انیماتورها قطعاً با پیشرفت نمایش در وقت اضافه بهتر شدند. چیز دیگری که من دوست نداشتم این بود که به کیرا نشان داده می شد که مدام لباس های متحرک را با زره اشنایدر منفجر می کند، اما وقتی او سر لباس ها را نزدیک انتهای آن می دمد، هیچ اتفاقی نمی افتد. یا باید تمام لباس ها از آسیب جزئی منفجر شوند یا فقط زمانی که چیزی که واقعاً آنها را منفجر می کند منفجر شوند. در نهایت، مرگ نیکول و فلی با نحوه مردن آنها خنده دارتر بود. نیکول مستقیماً به طور تصادفی به شمشیر کیرا برخورد کرد و قرار بود شلیک فلی توسط یکی از برجهای راو غافلگیرکننده باشد، اما من را ترک کرد که بخندم.
چیزهای بیشتری وجود دارد که می توانم در مورد آن صحبت کنم، اما نیمه شب است و من پنج ساعت از آن را در محل کار تماشا کردم. به طور کلی من از نمایش بسیار راضی هستم و موضوعاتی که در مورد آن صحبت شد به خوبی اجرا شد. من خیلی از آن لذت بردم و آن را به شدت توصیه می کنم. من عجله ای برای تماشای Destiny ندارم، اما در مقطعی به آن خواهم رسید. شاید با تماشای برنامه های گاندام بیشتر نظر من در مورد SEED تغییر کند و تصور بهتری از آنچه واقعاً با این سریال کار می کند داشته باشم، اما تنها چیزی که اکنون می توانم بگویم این است که اوقات خوبی را با سریال سپری کردم و نمی توانم صبر کنم تا ببینید سریال چه چیز دیگری دارد