(بررسی حاوی اسپویلر اصلی نیست) آیا به یاد دارید زمانی که 12 ساله بودید و چند دقیقه قبل از رفتن به مدرسه در حالی که غلات خود را می خوردید، برنامه های تلویزیونی را تماشا می کردید؟ آن نمایش ها اغلب حال و هوای خوبی داشتند. در حالی که همیشه جنبه مثبت چیزها را دنبال نمی کنید، چیزی که از آنها نشأت می گیرد راحتی است. آن برنامهها لذتبخش نبودند، اما تماشای آنها را دوست داشتید، زیرا چیزی را در درون خود حس میکردید، چیزی دلپذیر، چیزی که باعث میشود برای لحظاتی که به شدت از دست میدهید احساس نوستالژی کنید. «آراد سنکی: پارتی سیلی بزن» همه چیز درباره همین موضوع است. از آنجایی که برای مخاطبان کمی مسنتر اقتباس شده است، همان حال و هوای کارتونهای مورد علاقهتان را در دوران کودکیتان به اشتراک میگذارد. اگرچه، به هیچ وجه لزوماً برای کودکان ساخته نشده است.
من کاملاً مطمئن هستم که اگر امتیاز انیمه را بر اساس ویژگیهای خالص آن قرار دهم، بیش از حد به آن امتیاز دادم. با این وجود، همیشه یک انیمه وجود دارد که برجسته است. نمیدونی چرا دوستش داری. تنها چیزی که می توانید با اطمینان بگویید این است که از تماشای آن پشیمان نمی شوید. این حسی است که من در مورد «آراد سنکی: پارتی سیلی بزن» دارم. بهعنوان اولین بررسی، سعی میکنم آن را به بهترین شکل ممکن ساختار دهم، بنابراین بیایید مستقیماً به بررسی بپردازیم!
من بررسی را با یک جنبه نادیده گرفته شده از هر انیمیشن به طور کلی شروع می کنم: طراحی صدا. طراحی صدای عالی چیزی است که یک انیمه را متمایز می کند. در کمال تعجب، طراحی صدا، خوب و نسبتا منحصر به فرد، بسیار تکراری بود. نه اینکه چیز بدی باشد. به سادگی آهنگ های متفاوت بسیار کمی وجود دارد، آهنگ هایی که متاسفانه در هیچ کجای شبکه نمی توانم پیدا کنم. در پایان، هر دو افتتاحیه، 1 "Party Play" و 2 "Sokujin no Pandora" اثر نوگاوا ساکورا، عالی هستند. فکر نمی کنم هیچ طرفدار آراد سنکی، افتتاحیه دوم را به صورت یکپارچه دوست نداشته باشد. این ... خوب ... خاطره انگیز است ، و من آن را به حداکثر دوست داشتم! پایان ها ("Hateshinai Sekai" توسط YMCK
و "LEVEL∞" اثر آکیکو هاسگاوا) عالی هستند. هرچند من دومی را خیلی ترجیح می دهم. سبک 8 بیتی به شما یادآوری می کند که این انیمه اقتباسی از سری بازی های Dungeon & Fighters است. اضافه می کنم که من هیچ یک از آن بازی ها را لمس نکرده ام و قبل از تماشای انیمه و حفاری در جامعه آن نمی دانستم که این یک بازی اقتباسی است.
صحبت در مورد مهمترین جنبه نمایشی که صرف نظر از طرح داستان، می خواهد به یاد ماندنی باشد، باید شخصیت ها باشند. من نسبتاً مطمئن هستم که مردم لزوماً موافق نیستند، اما آنها را دوست داشتم. بارون آبل یک MC کارتونی معمولی شما نیست که در کاری که قرار است انجام دهد یا خنگ باشد یا واقعاً بد باشد. نه، بارون شخصیت خودش را دارد، کسی که همیشه به دوستانش تکیه نمی کند. "ما مهمان هستیم!": بله، نمایش بر معنای دوستی تکیه دارد، اما نه به روشی مانند پوکمون یا یو-گی-اوه!، برای نام بردن از معروف ترین، اراده. برای بازگشت به قهرمان داستان، او کسی است که احساس میکنید رنج کشیده است. زندگی او «پیاده روی در پارک» نبود. قبل از ملاقات با دیگر قهرمانان ما، او کمی در عبادت است، اگرچه او عمیقاً به تأثیر سریع "نفرین کازان" اهمیت می دهد، نفرینی که خودش از آن رنج می برد. صحبت مختصر در مورد گروه دوستان بارون: کاپنسیس، پسر بامزه، "عاشق زنان"، اگرچه به هیچ وجه زن زن نیست. او مرد مسلح است و فرض کنید دوستداشتنیترین شخصیت سریال نیست. به اندازه کافی خنده دار، او یک نسخه اغراق آمیز از قهرمان استاندارد این نوع نمایش است. با این حال، من می گویم که: "او را از بازیگران اصلی دور کنید، و انیمه به هیچ وجه به یاد ماندنی نیست." بیایید در مورد Ryunmei صحبت کنیم. اگرچه به خوبی شخصیت بارون در کتاب من نیست، اما او در آنجا نیست که مورد علاقه بارون و حتی کاپنسیس باشد. شما واقعاً شخصیتهایی را خواهید دید که چند جوک روی بدن او میزنند، اما او میداند که چگونه با آنها جوکها و شخصیتها کنار بیاید. برخلاف Capensis، او یک هدف را دنبال می کند، بنابراین به یک شخصیت دوست داشتنی عمق می بخشد. ایکسیا دومین دختر گروه اصلی است و همچنین شخصیتی است که از ملاقاتش لذت بردم. اگر مانند کاپنسیس، به نظر نمیرسد که او نمیخواهد به چیزی خاص دست پیدا کند، پس داستان و شخصیت فوقالعادهای دارد. او شخصیتی است که یاد می گیرید دوستش داشته باشید. در نهایت، جدا شخصیتی است که در هر قسمت تا بعداً در انیمه نخواهید دید، اما او یک شخصیت خوب برای گروه است. او اضافه می کند که از نظر طنز چیز کمی اضافی است، و من به ندرت دیده ام که بازیگران اصلی یک انیمیشن متشکل از 5 قهرمان داستان باشند. 6 اگر شما Roxy را داشتید، اما من شخصا این کار را نمی کردم. برای کسانی که Yu-Gi-Oh را تماشا کرده اند! این شبیه به در نظر گرفتن فصل اول Yami Yugi و Yugi به عنوان دو شخصیت جداگانه است.
پس از تماشای تبلیغات بازی ها، قطعا می توانم متوجه شوم که چرا طرفداران DnF انیمه را دوست نداشتند. نه به این معنا که درجه بندی بازیگران پایین آمد. فقط این است که بازیگران بازی هیچ نوار شخصیت برجسته ای ندارند، شاید Ixia؟ این امر منجر به این میشود که سناریوها مجبور شوند برای تعداد معدودی از شخصیتهای بازی که برای اقتباس انیمه انتخاب شدهاند، شخصیت بسازند. طرفداران DnF Capensis، برای شما متاسفم. در مورد بقیه بازیگران، آنها شخصیت های معمولی کارتونی شما هستند. اگرچه و دوباره، این برای عموم بالغتر ساخته شده است، نه اینکه انیمه خشن یا هر چیز دیگری باشد، اما اگر بخواهید آن را در ذهن یک کودک 12 ساله تماشا کنید، شوخیها چندان خندهدار نخواهد بود.
اکنون در مورد آنچه که بیشتر علاقه مندان به انیمیشن هنگام انتخاب نمایشی برای تماشا به آن توجه می کنند: سناریو. خب... این نقطه قوت این نمایش نیست. بدون پرداختن به جزئیات، داستان به خوبی در طول انیمه توضیح داده شده است و اگر زیاد به جزئیات نگاه نکنید، نقطه اوج عالی است. این کار را با دقت انجام می دهد. با این حال، تمام هدف این نمایش بیشتر لذت بردن از سفر با قهرمانانمان است. نه کمتر، نه بیشتر، طرح ها، قوس ها و پرکننده ها همگی در نگاه کردن به جنبه یک شخصیت به یک هدف عمل می کنند. من اضافه می کنم که من هیچ نقص عمده ای ندیده ام، به احتمال زیاد به این دلیل که نمی خواستم. باز هم، شما این نمایش را بیشتر از هر چیز دیگری برای محیط تماشا می کنید. این نمایش که از چند قوس و "پرکننده" عالی تشکیل شده است، من را به یاد گینتاما می اندازد. اگرچه آنقدر عالی نیست، اما برخی از جنبههای آن مشابه هستند، به خصوص در توسعه شخصیت و اینکه چگونه شخصیتها را یکی پس از دیگری به بازیگران اضافه میکنند.
نبوغ این نمایش در تعادل کامل کمدی و سناریو کارتونی با ویژگی های شونن کلاسیک ژاپنی قرار دارد. گرافیک به خودی خود یک متقاطع کامل از برداشت های غربی و شرقی در ساخت نمایش است. هیچ نمایشی وجود ندارد که آراد سنکی به شما ارائه دهد.
در مجموع، انتظار دیدن گینتامای بعدی را نداشته باشید. اما انتظار داشته باشید که زمان بسیار خوبی را صرف گذراندن 26 قسمت کنید! «آراد سنکی: پارتی سیلی» همان چیزی است که من آن را یک تجربه می نامم. همه چیز در جنبه های خاص خود منحصر به فرد است. من به اندازه کافی خوش شانس بودم که هر یک از آنها را دوست داشتم، که باعث شد بهترین زمانم را صرف تماشای انیمه کنم. نیازی به گفتن نیست که انتظارات زیادی از بازسازی 2017 دارم.