Tactics یکی از آن مجموعه های انیمه ای است که در گذشته محبوبیت متوسطی داشت و من همیشه می خواستم فرصتی برای تماشای آن داشته باشم. اکنون که دو دهه از انتشار آن می گذرد، صادقانه می توانم بگویم که مطابق تبلیغات تبلیغاتی عمل نکرد. ضربه محکم آن کمتر به سن آن مربوط می شود و بیشتر به نحوه اجرای آن مربوط می شود. اول اینکه اپیزودیک است، پس تا شاید قسمت 14 انتظار نداشته باشید که داستان در حال اجرا باشد. که اگر اپیزودیک به خوبی اجرا شود میتواند جذاب باشد، اما...بسیاری از قسمتها به نظر میرسید که فقط به این دلیل که میتوانستند انجام شدهاند، و آن را ترک نکردند. تاثیر زیادی روی من دارد بعضی قسمتها قابل پیشبینی بودند و هر چه بیشتر آن را تماشا میکردم خستهتر و خستهتر میشدم. با این حال، من می خواستم آن را تا پایان ببینم، به همین دلیل بود که تا انتها ادامه دادم. (و تعجب، تعجب: پایان رضایت بخشی پیدا نمی شود. من نمی گویم انتهای شل گره نمی خورد، اما پایان های بسیار بیشتری وجود دارد که فقط در باد می لرزند.) اگر بتوانید تا قسمت 14 دوام بیاورید، می توانید. با شخصیتهای تکرارشونده، برخی از لحظات deus ex machina، یک قسمت با عناصر ترسناک روانشناختی بسیار مناسب و یک یا دو صحنه زیبا از بازیگران اصلی برخورد خواهد شد. شاید، اگر به اندازه کافی چشمک بزنید و به سمت چپ خم شوید، متوجه نشوید که چگونه داستان در نیمه دوم کشیده می شود، و چگونه شگفتی بزرگ و بد در یک عصر تابستانی مانند زغال اخته های گندیده در دهان شما خرد می شود.
سپس شخصیت ها وجود دارد. من در ابتدا قصد داشتم از کانتارو شدیدتر انتقاد کنم، زیرا به خدا، رفتارهای او با احضارش از بی رحمانه تا توهین آمیز مرزی متغیر است. اما کانتارو، در عین اینکه به طرز باورنکردنی خودخواه است، اما به شیوههایی عملگرا است که تا زمانی که او را کمی بهتر بشناسید (البته با استدلال نادرست) واقعاً برجسته نیست. شما فقط باید رنج بکشید تا زمانی که به آنجا برسید. سپس هاروکا وجود دارد که مراحل رشد شخصیت را در داستان طی می کند. او کسی است که احتمالاً می خواهید به او بچسبید تا در حین تماشای این فیلم سلامت عقل خود را حفظ کنید.
... سپس دو نفر دیگر، کبوتر پیام رسان و دختری هستند که هیچ هدفی را دنبال نمی کنند، مگر تا زمانی که طرح آن را خواستار شود. از بین همه شخصیتها، سوگینو و مو احتمالاً از همه لذتبخشتر بودند. آنها قرار بود كمك كننده كميكي باشند و كارشان را فوق العاده انجام دادند. اما آنها هنوز هم از همه لحاظ دوست داشتنی بودند. آنها به همراه هاروکا بهترین ها را از نمایش به ارمغان می آورند.
در آخر، برای انیمهای که با سریهای مختلف BL مقایسه شده است، واقعاً چیز زیادی در راه سرویس طرفداران وجود ندارد. چیزی اینجا و آنجا پاشیده میشود، اما به همان اندازه لحظاتی وجود دارد که شخصیتها با امور دیگری درگیر میشوند، برخی از آنها با استانداردهای امروزی مشکوک هستند. اگر به این دلیل تماشا می کردم، به شدت ناامید می شدم.
نتیجه: Tactics احتمالاً انیمه ای بود که در دهه 00 عملکرد مناسبی داشت. با این حال، با ایستادن روی پای خود، در مقایسه با برخی از همتایان مسنتر و جوانتر خود حتی در یک ژانر رنگ پریده است. این تا حد زیادی به دلیل طرح ناقص، قسمت های قابل پیش بینی و شخصیت های تخت آن است. به احتمال زیاد، ممکن است به این فرضیه علاقه مند شوید و شروع به تماشای آن کنید، اما تا زمانی که آن را در وسط رها نکنید، از شما مالیات می گیرد. به همین دلیل است که من سعی می کنم این سریال را توصیه کنم.