من کاملا می توانم درک کنم که چرا این انیمه محبوبیت و طرفدارانی پیدا کرد. این یک سبک هنری متمایز و یک محیط اقتباس شده سرگرم کننده در فضا دارد. اگرچه خود سبک برای من کمی حواسپرت کننده بود، اما از نظر هنری از خلاقیت آن قدردانی کردم و بعد از چند قسمت چشمانم به حرکات شدید در پسزمینه و لباسها عادت کرد. با این حال، من برای کیفیت داستان و شخصیت بسیار ارزش قائل هستم. اگر من این انیمه را در خلأ در نظر بگیرم (یعنی نه به عنوان یک اقتباس)، طرح و شخصیتها تقریباً متوسط هستند: عمدتاً سطحی هستند، با چند شخصیت جالب کمی کمعمق که درون آن پاشیده شدهاند. متأسفانه، شخصیت اصلی، خود کنت، توسط اقتباس انیمه به صورت بولدوزر کشیده شده است. او فقط به یکی دیگر از شخصیتهای دیوانه انتقامجوی بصری تبدیل میشود. من به فرصت دادن به اقتباسها معتقدم و فکر میکنم که برخی از تغییرات قطعاً میتوانند بهبود باشند، و من ذاتاً مخالف ایجاد تغییرات در منبع اصلی نیستم، اما متأسفانه انتخابهای طرح و شخصیت انجام شده در این اقتباس خاص، بهبودی نبود.
در کتاب اصلی، کنت بدون شک انسان است، و او شخصیتی است که واقعاً از طریق اعمال و رفتارش همدردی خود را به دست می آورد، نه تنها با تکیه بر پیشینه غم انگیز خود (که به خودی خود قطعاً شایسته همدردی است، اما یک شخصیت باید بیشتر باشد. نه فقط پیشینه آنها). کنت اصلی به طور غیرمنطقی توسط انتقام کور نمی شود، و او بی رویه به افراد بی گناه آسیب نمی رساند. دلسوزی نشان می دهد و صمیمانه به افرادی که به او کمک می کنند پاداش می دهد و در پایان از انتقام گذر می کند، بخشش نشان می دهد و امید و عشق به دست می آورد. علاوه بر این، Count of Monte Cristo اصلی دارای طرحی غنی و استادانه است که وقایع را به تدریج در کنار هم قرار می دهد، همانطور که Count متوجه می شود در طول سال ها چه اتفاقی افتاده است، و عنصری از کشف و رمز و راز وجود دارد که به سختی می توان آن را در کوتاه مدت به تصویر کشید. انطباق.
این اقتباس احتمالاً به جای تلاش برای اقتباس از یک داستان موجود با طول قابل توجه، از خلق یک طرح اصلی سود می برد. اطلاعات زیادی برای جمع کردن در 24 قسمت وجود داشت، و تلاش برای حفظ وفاداری به منبع منبع متأسفانه منجر به یک طرح نسبتاً مصنوعی و غیر جالب شد که شامل چندین شخصیت بود که اعمال باورنکردنی و جنون تصادفی را نشان میدادند که تا حدودی بیجا به نظر میرسید. چندین شخصیت در انیمه نیز عشق، فداکاری و بخشش بیپایان را نسبت به شخصیتهایی نشان میدهند که راستش چندان دوستداشتنی نیستند، و تماشای آن برایم ناامیدکننده بود، زیرا دوست داشتم شخصیتهایی که فداکاری میکردند و احساس میکردم وجودشان با انتخابهای داستان عجیب کم شده است. . به طور کلی، من احساس کردم که انیمه فقط با «به ما گفتن» سعی میکند دوستداشتنی شخصیتهای خاصی را تبلیغ کند، اما آن شخصیتها بسیار کوتاه آمدند، زیرا آنها در انیمه توسعهیافته برای حمایت از وفاداری عمیقی که توسط افرادی که به آنها نشان داده بودند، نداشتند. به آنها اهمیت می داد.
فکر می کنم سبک هنری جالب و محیط این انیمه سزاوار طرح بهتری بود.