داستان حول محور تاپیون و برادرش مینوشیا میچرخد، که بخشهایی از یک جانور قدرتمند را در بدن خود مهر و موم کردهاند. به همین دلیل، آنها توسط نژاد خود به سیارات مختلف فرستاده می شوند تا جادوگرانی که جانور را خلق کرده اند از آزاد کردن آن جلوگیری کنند. یکی از جادوگران موفق می شود یکی از مهرها را بشکند و بخشی از هیولا را آزاد کند و باعث مرگ برادر تاپیون شود. فقط تاپیون باقی مانده است که در یک جعبه مهر و موم شده است. چیزی که بیش از همه در مورد این فیلم پوچ می بینم، عدم سوء ظن شخصیت ها نسبت به ماگو هوی است. او به سادگی تظاهر به خودکشی می کند تا توجه گوهان را به خود جلب کند و یک قهرمان فرضی افسانه ای را آزاد کند. گوهان به سادگی او را باور می کند، و همه با نقشه جادوگر می افتند، تاپیون را آزاد می کند و کل زمین را در خطر نابودی قرار می دهد.
شایان ذکر است که Z Fighters پیش از این با بابیدی، یکی دیگر از شعبده بازان شرور برخورد کرده اند.
موسیقی متنها مانند موسیقیهای DBZ هستند، هیچ چیز خیلی چشمگیر نیست.
رابطه ای که ترانکس و تاپیون ایجاد می کنند جالب است و به برخی از قسمت های پرتنش فیلم عمق احساسی می بخشد.
انیمیشن زیباست. Tapion طراحی جالبی دارد که یادآور شخصیتهای بازیهای RPG است که احتمالاً به چیزی مرتبط با Akira Toriyama مرتبط است. مبارزات شگفت انگیز هستند، شامل تخریب مناظر، حملات کی و دگرگونی ها، به خصوص SSJ3 و آخرین حرکت فیلم: حمله اژدها.
حماقتی که گوهان مرتکب میشود این است که او نقطه ضعف هیولا را کشف میکند، اما نمیتواند آن را به هیچ یک از مبارزان Z که علیه هیلدگارن مبارزه میکردند، در میان بگذارد، فقط در پایان بیفایده آن را آشکار میکند.
هیلدگان یک تبهکار ساده با طراحی جالب است که به خوبی با زمینه مطابقت دارد.
من آن را برای طرفداران DBZ توصیه می کنم. در مقایسه با دیگر فیلمهای DBZ ناامید نمیشود و تم کاملا متفاوت و تاریکتری به خود میگیرد.
نکته جالب در مورد دوبله برزیلی: ترانکس در انیمیشن از گوکو به عنوان پدرش یاد می کند که باعث سردرگمی در مورد اینکه آیا Vegeta واقعاً پدر ترانکس است یا خیر.