نمایش به سه پرده تقسیم می شود. اویوا زن جوانی است. او توسط شخصی که دوستش داشت خیانت کرد و بنابراین او تبدیل به یک اونریو شد - یک روح انتقام جو. برخی صحنه ها آزاردهنده هستند، اما داستان به دلیل شخصیت هایش درگیرکننده است. این "حس" یک درام است، تقریباً شبیه تئاتر است. همچنین به تراژدی یونانی شباهت دارد. قسمت دوم انیمه بر اساس تنشو مونوگاتری ساخته شده است. این داستان دو عاشق ستاره دار است. شاهزاده خانمی از قلعه ای از خدایان فراموش شده عاشق یک مرد معمولی می شود. داستان به یک تراژدی شکسپیر تبدیل میشود. این قسمت از هر سه قسمت کمترین قدرت را دارد، زیرا چیزی را ارائه نمیکند که بتوان آن را به عنوان ترسناک تفسیر کرد. این کمترین اصل است، حتی با استانداردهای دوره Edo. با این حال، جالب است که از چه جهاتی. حس یک نمایشنامه تئاتر هنوز وجود دارد، اما شخصیت ها ضعیف تر از قسمت اول هستند. بخش سوم اولین داستان ناکامورا کنجی و یوکوته میچیکو است. این داستان در مورد یک گربه شیطان شیطان است که بدون هیچ دلیل مشخصی در حال تعقیب و کشتن یک خانواده است. یک "دارو فروش" سعی می کند با یادگیری داستان روح آنها به آنها کمک کند تا از شر آن خلاص شوند. این بدون شک بهترین قسمت سریال است. این فیلم دارای عناصری است که آزاردهنده و در عین حال یک حس «داستانی کارآگاهی» است، صحنههای اکشن بسیار خوبی برای لذت بردن از آن وجود دارد و همچنین یک پسزمینه قانعکننده از چگونگی پیدایش bakeneko وجود دارد.
در هر سه داستان، یک موضوع مشترک وجود دارد که شر واقعی همیشه از قلب انسان سرچشمه می گیرد. در هر داستان تراژدی هایی وجود دارد که از طمع، حسادت و خودپسندی مردم ناشی می شود. روح اویوا مردم را می کشد، اما در نهایت متعلق به کسانی است که به او ظلم کردند. همچنین در تنشو مونوگاتری، یک عنصر تراژدی ناشی از حسادت و غرور وجود دارد. حسادت زن منجر به اقداماتی علیه یک دایمیو شده بود. دیدن اینکه چقدر انسان ها می توانند ظالم باشند، ترسناک ترین قسمت منشأ مونونوک در داستان باکنکو است. در داستان ها شخصیت های ناقص یا شیطانی آشکاری وجود دارند مانند سامورایی حریص، دلقک خودخواه، مرد شهوتران، شاهینی که همسرش را رها می کند و غیره. همچنین شاهزاده خانمی وجود دارد که رفتارش با گذشت زمان تغییر کرد و او از زنانگی خود برای انگیزه های شخصی سوء استفاده کرد، بنابراین شخصیتی ناسازگار پیدا کرد. اگرچه شخصیتها فاقد عمق هستند، اما این ترکیب شخصیتی متعادل و خوب بازی میشود که یک تراژدی قدیمی را ارائه میکند.
سبک هنری در دو آرک اول این سری خوب است اما عالی نیست. سکانس های اکشن کمی سفت تر و دست و پا چلفتی هستند. اما سبک هنری در قوس سوم خاص و منحصر به فرد است. دارای یک "فیلتر" ثابت روی عکس و CGI صاف در برخی عکس ها است. طراحی کاراکتر بیشتر شبیه کارتونی است، اگرچه در مقیاس بیش از حد، اما به اندازه کافی خوب است. اکشن خوب است و فضای داخلی خانه خانواده سامورایی مجلل است. با این حال، این سبک ممکن است مورد پسند همه نباشد. به عنوان مثال، طراحی شخصیتهای ثانویه ممکن است بیش از حد "مضحک" به نظر برسد.
این سریال همچنین دارای یک موسیقی متن مناسب اما رضایت بخش است. بد نیست و این را دوست دارم که گاهی از سازهایی برای تئاتر کابوکی در ژاپن استفاده می کند. صحنههای اکشن را بهطور مؤثری در طول قوس سوم خود نقطهگذاری میکند. اما در طول دو قوس دیگر به همین راحتی عمل نمی کند. به عنوان مثال، آزاردهنده ترین صحنه ها را یک قدم از "وحشتناک" کردن نمی کند. اگر آنها از ارکستر کابوکی برای تمام موسیقی در دو آرک اول این مجموعه و حتی بیشتر استفاده کنند، خوب میشوم - یک آهنگ تیتراژ ابتدایی ملودی شیمیسن شروع شد تا به رپ سامورایی تبدیل شود.
آیاکاشی درباره مجموعهای از سه داستان است که به نظر میرسد چندان ترسناک یا تأثیرگذار نیستند، هنوز به اندازه کافی خوب هستند تا کمی سرگرم شوند. صداگذاری فوق العاده است و داستان سوم طراحی هنری جالبی دارد. همچنین باعث می شود در مورد آنچه واقعاً ترسناک است تعجب کنید. اگر به خواندن در مورد ادبیات و تئاتر ژاپنی علاقه دارید، پس این را باید امتحان کنید زیرا احساس می کنید در تئاتر هستید. اگرچه ممکن است شما از علاقه مندان به ترسناک نباشید، اما من همچنان تماشای این فیلم را توصیه می کنم زیرا قطعاً نور روز زندگی را از شما دور خواهد کرد. فقط خوب و متوسط است، اما در عین حال بد نیست تماشا کنید، هیچ تاثیر قوی باقی نخواهد ماند.