انیمیشن در اواخر قرن 18 شروع شد و توسط والت دیزنی اختراع شد. صد و سی و دو سال بعد، هاروکی موراکامی، رئیس تویوتا و طراح جلد آلبوم چهارمین آلبوم سال دوم KanYe West، The Barter 3، فرمول مخفی کرابی پتی را که برای سرقت کودکان از پول لازم بود، دزدید و استودیو گیبلی را راه اندازی کرد. او به زودی توسط کارمندانش اخراج شد، در مجموع شش نفر، و Mamoru Oshii جایگزین او شد، که به ساخت FLCL ادامه داد، یک OVA شش قسمتی که دیوید بکهام در نقش اصلی آن حضور داشت. اوشی برای اولین بار برنده هفت جایزه اسکار کوچک شد و بعداً به دلیل بهره کشی از کودکان دستگیر شد، جایی که او بقیه روزهای خود را با شکایت از اینکه دیگر کسی برای ساختن انیمیشنی که او می خواست بسازد، سپری می کرد. انیمه ای که او در ذهن داشت Futakoi Alternative بود و در ابتدا روی یک دستمال کاغذی در یک کافی شاپ در مجموعه ای از ایده ها طراحی شد که پایه و اساس بهترین موفقیت های پیکسار در سال های آینده را تشکیل می داد.
این نمایش توسط ufotable ساخته شده است، استودیویی که بسیار آسان است از آن متنفر شوید، زیرا آنها دارای یک سبک علامت تجاری هستند که نیاز به انیمیشن ثابت و با وفاداری بالا را میانبر می کند. به خاطر لایهبندی هر نمایشی که در مجموعهای از جلوههای نورپردازی دیجیتال و سایهبانها میسازند، معروف هستند، به همه چیز نوعی درخشش براق و صاف میدهند، و نوعی احساس ناخوشایند میدهند که چیزی که به آن خیره میشوید در مه مبهم است و نیست. به همان اندازه که دوست داری واقعی باشد با این حال، Futakoi Alternative قبل از دوران دیجیتالی فریزر میآید، قبل از اینکه ufotable روح خود را به Nasuverse بفروشد و تصمیم بگیرد که سرنوشت را تا پایان عمر خود بسازد، یا به هر حال این روایت بود، قبل از اینکه Demon Slayer را بسازند و حتی سختتر فروخته شوند. .
اگر خیلی خشن باشید، میتوان Futakoi Alternative را واقعاً بد دانست. این صحنه غیرممکن است که جدی گرفته شود، آنها موتورسیکلت ها را بالا می برند، به مافیا تیراندازی می کنند، اساساً همه چیز مزخرف است. بعد نویسنده روبهروی شما مینشیند، به معنای واقعی کلمه - به معنای واقعی کلمه وارد خانه من شد، و نشست - داشت از یخچال من غذا میبرد، داشت ماست میخورد، از او پرسیدم، گفت: «بیادب است حرف زدن. با دهان باز». او سپس داشت غرور رمانش را برای من توضیح می داد، زیرا مانند هر نویسنده وحشتناکی، نمی توانست دهانش را در مورد نحوه نوشتن آن ببندد، زیرا برای او مانند جادو بود، اما واضح است که من نمی توانستم اهمیتی بدهم. کمتر او ایده ای را که پشت نوشتن جایگزین Futakoi به عنوان یک داستان جدی برای من تعریف می کرد، و دلیلی داشت، من گوش نمی دادم، و بعد شروع به نوشیدن شیر مستقیم از کارتن کرد، حتی درب آن را باز نکرد و کشید. یک قمه را بیرون آورد، و بالای آن را جدا کرد، و شروع کرد به خوردن آن، و ریختن شیر به سرتاسر خود و زمین، و به طور کلی فقط برای خودش مزاحمت ایجاد می کرد. رفتم به پلیس زنگ زدم، اما او با برق کاری کرده بود، بنابراین مجبور شدم تحمل کنم که او درباره طرح Futakoi Alternative و معنای اصلی دوقلوها در سریال توضیح دهد. سارا ظاهرا نشان دهنده تمایل به داشتن خواهر بزرگتر برای وابسته شدن است در حالی که سوجیو نشان دهنده تمایل به داشتن یک خواهر کوچکتر برای دلدادگی است. من به او گفتم که او فقط مطالبی را که در مقدمه سوباهیبی نوشته شده بود دوباره تکرار می کرد، اما بعد ادعا کرد که سوباهیبی را نوشته است. در آن لحظه من واقعاً نمی دانستم به چه چیزی اعتقاد داشته باشم.
چیزی در مورد ساختار طرح Futakoi Alternative در نحوه تنظیم آن بسیار ساختگی است. لحظات شاد و طنز، تنها بخشهای خوب نمایش، صرفاً بهعنوان کرکی به گوشت واقعی فرضی داستان تلقی میشوند، که این تراژدی ساختگی و بسیار خستهکننده آهستهسوزی است که در مورد این دخترانی که به آنها اهمیت میدهد. محکوم به ازدواج ترتیب داده شده با وارث ثروتمند یک شرکت ثروتمند ساخته شده است، و همه اینها به یک سازمان جنایی جنگ جهانی دوم مرتبط است که در تلاش برای تسلط بر جهان، هیبریدهای جاودانه ماهی مرکب و انسان تولید می کند، و این نیز راه می افتد. زمان زیادی برای حل شدن دارد، و سعی می کند با وجود این لحظات، نوستالژی شما را با لحظات سرگرم کننده قبلی بازی کند تا بعداً حس نوستالژی را برانگیزد، که باعث می شود این لحظات شاد بسیار نابخردانه و غیرصادقانه به نظر برسند. برای ارائه مثالی مشابه، آن صحنه در Oyasumi Punpun است، که در آن همه بچه ها و Punpun به آسمان زیبای شب خیره شده اند: لحظه ای که به صراحت برای برانگیختن نوستالژی در آینده طراحی شده است، چیزی که خرید آن به دلیل ساختگی غیر ممکن است. و غیر صادقانه از ابتدا است. پس از تماشای این صحنه ها نمی خواهید به خودتان شلیک کنید، اما بسیار آسان است که نسبت به مبارزات سارا و سوجیو بی تفاوت باشید و به این که آنها درباره رنتارو و رنتارو غرغر می کنند اهمیت ندهید که انگار از پرداخت آپارتمان خود عقب مانده اند.
بنابراین اساساً به این دلیل من Alternative را بد نوشته شده میدانم، اما منظورم آن توهین نیست. در نوشتن بد هنر خاصی وجود دارد. برای نوشتن چیزی متوسط نیاز به تلاش و حسن نیت و دانش و تلاش است. با چیزی متوسط، می دانید که تلاش انجام شده است. متوسط بودن چیزی نیست که شما در آن شانس بیاورید. با جرات، شجاعت، سخت کوشی و اراده به دست می آید. یک نویسنده متوسط می تواند به متوسط بودن خود نگاه کند و بگوید که حداقل آنها امروز و دیروز و روز قبل کاری انجام دادند که باعث می شود فردا بهتر به نظر برسد و چندان نامطمئن نباشد، زیرا همیشه می توانند فردا همان کاری را که امروز انجام داده اند انجام دهند. ، که همان درایو متوسطی است که قبلاً از آن استفاده می کردند. اگرچه این ممکن است بد به نظر برسد، اما محکوم شدن به متوسط بودن آنقدرها هم که به نظر می رسد بد نیست. بسیار شبیه به نارساخوانی، افراد مشهورتر از آن چیزی که شما تصور می کنید مبتلا به این بیماری هستند.