نشستن در فوتاکوی دشوار است. بازیگران به دلیل حقه بازی بیش از حد غرق شده اند و به همین دلیل برخی از اعضای حرمسرا اساساً هیچ وقت نمایشی نداشتند. به عنوان مثال، دوقلوهای چیگوسا پس از اتمام اپیزودشان به طور کامل در پسزمینه محو میشوند. لالا و لولو فقط برای تسکین کمدی آنجا بودند، این در مورد دوقلوهای معلم نیز صدق می کند. دوقلوهای Shirogane جالبترین و در کل بهترین دختران هستند، اما به دلیل دیر آمدن آنها به سریال، آنها نیز خیلی سریع محو میشوند، زیرا ما باید روی دختران "اصلی" بسیار خسته کننده تمرکز کنیم. دوقلوهای ساکورازوکی حقههای یکسانی دارند و دقیقاً به همان شیوه رفتار میکنند، یکی همیشه فقط دیگری را تکرار میکند و واقعاً کاری برای برجسته کردن انجام نمیدهند. این همان شخصیتی است که فقط برای اهداف فانتزی سه نفره کپی شده است. در حالی که آنها به خوبی با شخصیت های دیگر کار می کنند و به دلیل حماقت خود کمی کمدی مناسب به آن اضافه می کنند، شباهت شدید آنها باعث می شود هر صحنه ای با آنها احساس کند.
دقیقاً همین مشکل برای دوقلوهای ایچیجو وجود دارد اما بدتر از آن. آنها هم دختران معمولی "مهربان" هستند و هم اوساناناجیمی نشانه ای. جدای از کمی دعوا که بعداً به نتیجه می رسد، آنها فقط خسته کننده هستند، هیچ راه دیگری برای بیان آن وجود ندارد. آنها تکه های ساده نان تست گندم هستند.
سریال حرم در مورد کیفیت دخترها و اینکه چقدر شما را مجذوب خود میکند، صحبت میکند، بنابراین دوبرابر بودن دختران باید به این موضوع کمک میکردند و جذابیت زیادی پیدا میکردند. با این حال، به دلیل اینکه بیشتر دوقلوها دقیقاً با هم رفتار میکنند یا پویایی بسیار ضعیفی دارند، شما چیزی جز پتانسیل هدر رفته برای یک موقعیت مناسب دیگر ندارید.
این کمکی نمی کند که مرد اصلی یک بزدل باشد که به طور عاشقانه تمام دخترها را هدایت می کند (بر اساس هدف) تا زمانی که همه چیز بیش از حد واقعی شد و او مجبور است تصمیماتی بگیرد که می تواند بر او تأثیر بگذارد، او را از بین می برد. او باید برای انجام کار درست دچار احساس گناه می شد و حتی در آن زمان هم به نظر می رسد که او فقط با یک حماقت از بین می رود.