باید مقدمه این نقد را با گفتن اینکه باکوگان *انیمه** فقط حدود یک سوم تجربه باکوگان است. سومین سوم، که مسلماً مهمترین آنهاست، خود اسباببازیها هستند که هنگام تماشای آنها باید حداقل تعدادی از آنها را در اختیار داشته باشید. (آنها *واقعا* باحال و واقعاً ارزان هستند، فقط چند عدد از eBay بگیرید. اسباببازیها چیزی بودند که من را به این فرنچایز جذب کردند.) در نهایت، سهگانه با داشتن بچههای دیگر تکمیل میشود. بهترین تجربه آن در سال 2008 است، زمانی که زمین بازی یک میدان جنگ است - و همچنین زمانی که شما فقط می توانید یک قسمت در هفته را تماشا کنید، اگر بدشانس باشید. اگر این بررسی همه اینها را در بر می گرفت، به راحتی 10/10 می شد. (نیازی به گفتن نیست که من به شدت برای Bakugan نوستالژیک هستم، lol. نه برای لاف زدن، اما من قهرمان حاکم در حیاط مدرسه بودم...) متأسفانه، این نقد فقط برای انیمه است، پس بیایید به عینی بودن برگردیم.
Bakugan، به عنوان موجودات، در اصل ترکیبی از احضار Final Fantasy و Pokémon هستند. همانطور که شونن هایی که برای فروش اسباب بازی ساخته می شوند، می توانم بگویم که نمایش کاملاً بالاتر از حد متوسط است. اما من همچنین احساس می کنم که می توانست خیلی بهتر باشد. (باید توجه داشته باشم که بین قسمتهای Bakugan و Yu-Gi-Oh 5D به طور متناوب تماشا میکردم و مدام آرزو میکردم که باکوگان حماسی باشد.) اما بازیگران محکم و کامل بودند و طرحهای موجود دقیقاً همان چیزی بود که آنها نیاز داشتند. بودن. من میتوانم بگویم که این قطعاً یک انیمه برای تماشای دوبله است، زیرا صداگذاری تا حدودی کمپیچ (مخصوصاً اینکه چگونه دن همیشه خطوط خود را با نگرش Sonic the Hedgehog ارائه میکند) واقعاً به جذابیت سریال میافزاید. (با این حال، کسی که نوستالژیک این نمایش نیست، به من اطلاع داده است که بسیاری از شخصیت ها صداهای آزاردهنده ای دارند.) با ندیدن ساب، احساس می کنم خیلی بی مزه تر است، به خصوص که یکی از بزرگترین جذابیت تماشای باکوگان در [سال جاری] عامل نوستالژی است. حتی اگر با آن بزرگ نشده باشید، جذابیت شونن های زمان خود را دارد. با این مرور کلی خارج از راه، اجازه دهید به مزایا و معایب برویم:
+ شخصیت های بازیگران اصلی جامد هستند و باکوگان شریک هر فرد کاملاً با آنها مطابقت دارد. دن یک قهرمان شوون تکانشی است، اما دراگو موجودی مسنتر، رسمی و متفکرتر است که از سرزنش او هراسی ندارد. ماروچو یک نرد بیش از حد مودب است که خانوادهاش به او پناه داده بودند، اما پریاس یک شخصیت کمیک فوقالعاده است، با این حال آنها پیوندی باورپذیر و شیمی خوبی دارند. شون یک بچه نینجا عصبانی و متکبر است که جنبه حساسی دارد و اسکایرس فقط مامان اوست (اما به طرز جالبی). من همچنین دوست دارم که هر یک از باکوگان ها پویایی کمی با یکدیگر دارند. علاوه بر این، شخصیت پردازی بازیگران اصلی باورپذیر است. گاهی اوقات از رفتار دن عصبانی میشوم، اما بعد به یاد میآورم که او حدود 10 سال دارد، و فکر میکنم بله، احتمالاً واقعاً اینطور عمل میکند.
+ من همچنین دوست دارم وقتی روی زمین هستند به شکل سنگ مرمر کوچکی گیر کرده باشند و باید به اطراف بپرند، و مثل دن باید دراگو را با مسواک بشویید. مقدار شگفت انگیزی از کرک در این نمایش وجود دارد، با این حال هرگز احساس بیهودگی یا بیجا نمی کند.
+ شون خیلی شخصیت خوبیه. او فویل دن است: با مهارتهای پشتیبانگیری، خودسر، جدی است و آموزش واقعی نینجا دارد. با این حال، او همچنین داستانی غم انگیز دارد که به جای اینکه در آن غوطه ور شود یا از آن به عنوان بهانه استفاده کند، خود را به جلو سوق می دهد. او واقعاً آدم مهربانی است، علیرغم زمانی که او و دن بات سر میزنند.
+ تصادفی، اما من عاشق این هستم که چگونه والدین همه در قسمتهای بعدی درگیر میشوند تا بچههایشان را دوست داشته باشند و از آنها حمایت کنند، حتی اگر آنها «واقعاً این موضوع باکوگان را درک نکنند». مادر دن با دراگوی کوچک مرمری گفتگوهای متعددی دارد. به نظر من، حداقل در تجربه من، دیدن یک شونن که در آن قهرمان داستان شبیه "خوب بای مامان" نیست، منحصر به فرد است! و بعد دیگر هرگز او را نمی بینیم.
+ نه به نظر بیخود، اما من از تعداد باکوگان زن در این نمایش بسیار لذت بردم. تنوع خوبی از آنها نیز وجود دارد: Skyress، Tigrerra، و Wavern زیبا و حماسی هستند، در حالی که Harpus و Sirenoid نیز حماسی هستند اما به نوعی سکسی نیز هستند. (من یک دختر هستم LOL)
+ طراحی شخصیت ها از نظر بصری بسیار جذاب است. من مخصوصاً موها و لباسهای رونو را دوست دارم، خیلی بامزه است
+ اسپویلرها: کل قوس آلیس فوقالعاده بود، و من دوست دارم که Hydrenoid همچنان باکوگان وفادار او بود، حتی بعد از اینکه دیگر در خارج از ماسکراد نبود.
+ بهترین بخش نمایش، قوسی بود که در آن همه در حال آزمایش بودند تا باکوگان خود را توسعه دهند. شما در مورد پیشینه آنها و نحوه تفکر و احساس آنها بیشتر می آموزید. Shun's با اختلاف بهترین بود. با این حال، دن بسیار ناامید کننده بود - پتانسیل هدر رفت.
- سیستم نبرد چیزی نیست. بازی واقعی به همین سادگی است که سنگ مرمر خود را بچرخانید، یک کارت را ورق بزنید تا ببینید چه کسی عدد بالاتری دارد، و سپس شاید بازی یک کارت توانایی برای اضافه کردن عدد دوم به قدرت پایه Bakugan شما. تمام لذت از سنگ مرمر (و نقش آفرینی) ناشی می شود. به طور طبیعی، تبدیل این به یک نبرد انیمه هیجان انگیز دشوار است. این باعث می شود که نمایش فقط به نوعی قوانین را تنظیم کند، به کارت های توانایی جلوه های اضافی می دهد (اما به هیچ وجه آنها را توضیح نمی دهد)، و گاهی اوقات آشکارا ساختار چرخش ها را نادیده می گیرد. یا، برای مثال، بهخاطر دوستی، بهطور تصادفی یک باکوگان نیرو میدهد، و غیره. ساختار نزاعها بسیار ضعیف است و بنابراین دنبال کردن و سرمایهگذاری روی آنها سخت است. یکی دیگر از اشکالات نزاعها این است که همه آنها به صورت انتزاعی و کاملاً اتفاق میافتند. فضای خالی مسطح، بر خلاف محیط واقعی، که بسیار جالب تر خواهد بود. علاوه بر این، در هر قسمت یک نزاع وجود دارد، و اکثراً همه آنها بسیار خسته کننده هستند. حتی آنهایی که هیجان انگیز هستند نیز به نوعی خسته کننده هستند.
- نمایش بیشتر پرکننده است. قطعا نیازی به 52 قسمت نبود. به نظر میرسد که واقعاً هیچ اتفاق مهمی رخ نداده است، مگر درست در ابتدا، درست در پایان، و شاید چند قسمت در وسط. علاوه بر این، خود طرح بسیار ساده است: باکوگان شیطانی میخواهد جهان را با مرکز قدرت جادوی شیطانی نابود کند، و باکوگان خوب میخواهد او را با استفاده از مرکز قدرت جادوی خوب متوقف کند. قلمروهای اساسی وجود دارد که دقیقاً همان چیزی است که شما انتظار دارید، بدون هر چیزی خلاقانه. اما به هر حال بیشتر نمایش در دنیای واقعی اتفاق می افتد. من واقعاً احساس میکنم که آنها میتوانستند کارهای خیلی بیشتری با طرح انجام دهند، اما به نظر میرسید که خیلی تماس گرفته شده است، یا اینکه میترسند ریسک کنند، یا چیز دیگری. حتی فیلر در 5 قسمت آخر وجود داشت.
- موضوعات طرح به سرعت، غیر خلاقانه و رضایت بخش حل می شوند. به خصوص قوس شون، تأثیرات تکامل باکوگان همه، و پایان. دقیقاً مثل این بود که "باشه، اکنون تمام شد!"
- هیچوقت احساس نمیشود که خطرات واقعی در آن وجود داشته باشد، یا چیزی شبیه به اینکه واقعاً مشکلی پیش نمیآید. تنش وجود ندارد
- اسپویلرز: من نمی دانم که چرا آنها سعی کردند در آخرین قسمت رابطه بین دن و رونو را به هم بزنند. آنها در کل سریال شیمی مطلقاً صفر داشتند، اما آنها قهرمانان زن و مرد هستند، بنابراین حدس میزنم که اکنون در یک قرار قرار دارند، و این آخرین صحنه نمایش است...
در کل، باکوگان سرگرم کننده بود. واقعاً گاهی اوقات کشیده میشد، و من اعتراف میکنم که گاهی اوقات فقط به نصف توجه میکردم، اما لحظات زیادی هم وجود داشت که باعث میشد بلند بلند بخندم، و این فقط یک تجربه خوب بود - بهویژه وقتی Aquos Dragonoid کوچکم در کنارم بود. . اگر در کودکی اسباببازیهایی در اختیار داشتید، آن را به عنوان یک سفر نوستالژی توصیه میکنم، و اگر اسباببازیها به شما علاقهمند هستند و میخواهید در مورد افسانههای آنها بیشتر بدانید، آن را توصیه میکنم. با این حال، اگر خاطره ای از باکوگان ندارید و علاقه ای به اسباب بازی ها ندارید، احتمالا چیزهای بهتری برای تماشای وجود دارد.
8.5/10 (طرفدار)
6.5/10 (بی طرفانه)