*** اسپویل های پاراگراف سوم*** این یکی دیگر از آن نمایش هایی است که من نمی فهمم چرا در اینجا اینقدر رتبه بندی شده است زیرا واقعاً از آن لذت بردم. این یکی از آن چیزهایی است که در جهت دیگری نیز پیش می رود. برخی چیزها رتبه بسیار بالایی خواهند داشت و من اصلاً آن را دوست ندارم. همه ما متفاوت هستیم و این بخش مهمی از آن است. این برای من جالب بود روح و قلب زیادی وجود داشت و باور و درک رویاهای شما و اینکه اگر دیگر آنها را نداشته باشید چه اتفاقی می افتد. شگفت انگیز است که می بینیم آنها چقدر زودگذر هستند و با چه سرعتی می توان آنها را از ما گرفت. مفهوم فوق العاده است و تصاویری که من بسیار دوست دارم و نمایش ها واقعاً در اینجا به نمایش در می آیند. تیمی که مسئولیت آن را برعهده داشت، در این مورد نیز کمبود رمانتیک وجود داشت و به نظر من این چیز فوق العاده ای است. فکر میکنم کمی به طور ضمنی به آن اشاره شد، اما هرگز تمرکزی نبود که در جایی ظاهر شود.
صحنه آخر کمی مرا آزار میدهد، زیرا فکر میکنم حداقل کشتن مشاور ارزش یک عکس را داشت و به نوعی اهرمی که او علیه سایر انسانها داشت نیاز داشت. این یک صحنه مبارزه فوقالعاده را امکانپذیر کرد، اما مشاور به هر حال حدود 2/3 در قسمت آخر ناپدید شد، بنابراین مشخص نیست که آیا او در پایان نتیجهای خواهد داشت یا خیر. دانستن اینکه او در نهایت هنوز زنده است باعث می شود به این فکر کنم که چه اتفاقی برای او افتاده است، نه اینکه او در معرض ضرر باشد.