انیمه پر از ماجراهای بزرگ، داستان های حماسی و داستان های عمیق است. این توانایی را دارد که شما را به دنیایی کاملا متفاوت ببرد. با این حال، گاهی اوقات نمی توانم از این بابت ناراحت باشم. گاهی تنها چیزی که میخواهم این است که مغزم را خاموش کنم و به آدمهای احمقی که مسخره میکنند و احمق هستند بخندم. Seitokai no Ichizon انیمهای عالی برای استراحت، استراحت و آرامش است – دنج، احمقانه و سبکدل است، و صادقانه بگویم، من از آن سیر نمیشوم. در همان صحنه اول قسمت اول، "درک تفاوت در رسانه ها" روی تخته سفید نوشته شده است. شخصیتها در مورد اینکه چگونه میتوانند انیمه را جذابتر از رمان لایتنول کنند، شوخی میکنند، همراه با آن برخی شوخیهای خودسرانه. از روی کنجکاوی، تصمیم گرفتم با خواندن جلد اول لایت رمان، تفاوت های رسانه ها را در واقع بررسی کنم. در حالی که لایت رمان قطعا جذابیت خود را دارد - رمانی که کمی با انیمه متفاوت است - به نظر من انیمه خنده دارتر است. «تفاوت در رسانه» که مشاهده کردم، قدرت بسیار کمدی تصویری، صداپیشگی و زمان بندی کمدی بود. این انیمه با افزودن انرژی و نشاط زیادی به تعاملات روح می بخشد که واقعاً فقط در یک رسانه سمعی و بصری امکان پذیر است. علاوه بر آن، متوجه شدم که چگونه طرح کمی تغییر کرده است. آنها به جای انطباق یک به یک داستان، تکهها و تکهها را برداشتند و آنها را با سایرین، با زمینههای مختلف، مخلوط کردند تا کمی بهتر شود. بنابراین، باید بگویم، انیمه و لایت رمان به من کمک کرد تا تفاوتهای رسانهها را درک کنم. با تشکر از مطرح کردن آن، رئیس جمهور!
یکی از دلایل بزرگی که تصمیم گرفتم این را تماشا کنم این بود که این یک انیمه دهه 2000 است. متوجه شدم که بسیاری از انیمه های قدیمی را ندیده بودم و می خواستم افق های خود را با انشعاب در آن جهت گسترش دهم. اکنون، از سبک هنری بسیار واضح است که این یک انیمه قدیمی است، اما منظورم بد نیست. انیمه های قدیمی جذابیت خاصی برایشان دارند که توصیف آن سخت است. اگرچه می توانم بگویم کیفیت انیمیشن در طول سال ها بهبود یافته است - به خصوص در صحنه های اکشن - ممکن است طراحی شخصیت ها و سبک انیمیشن های دهه 2000 را ترجیح دهم. برای ثبت، این نوستالژی نیست. وقتی انیمه منتشر شد، من پسر بچهای پوچ بودم، بنابراین نمیتوانم بگویم «آن روزها روزهای خوبی بود». خوب، ادرار کردن در سراسر خانه احتمالاً روزهای خوب قدیم بوده است، اما این موضوع نیست. علیرغم تجربه نکردن انیمه در دهه 2000، جذابیت خاصی برای آنها وجود دارد، شبیه به تابستان دوران کودکی. این انیمه با سبک هنری و «ویبرههای» کلی، این حس را ساطع میکند و آن را بسیار دوستداشتنی میکند.
انیمه حول محور شخصیت اصلی سوگیساکی و چهار دختر دیگر میچرخد که او میخواهد در حرمسرا خود باشند. هر قسمت شامل این است که آنها در اتاق شورای دانش آموزی نشسته اند و صحبت می کنند، چت می کنند، مسخره می کنند، زمان را تلف می کنند، خب... همین است...؟ به همان اندازه که در انیمه خواهید دید به یک کمدی طنز نزدیک است (فکر می کنم؟ من واقعاً هرگز یک طنز کمدی ندیده ام). Slice of Life یکی از ژانرهای مورد علاقه من است، بنابراین من این نوع پویایی را دوست دارم، اما تصور می کنم بسیاری از مردم با این کار ناامید شوند. علاوه بر این، واقعاً تضاد زیادی وجود ندارد. داستانها معمولاً حول درگیری متمرکز میشوند، بنابراین بدون آن فکر میکنید کسلکننده خواهد بود. اما، به نظر می رسد که برشی از زندگی به دلایلی استثنا باشد. این انیمه بدون استرس است و هرگز خودش را جدی نمی گیرد، که هرازگاهی خوب است.
یکی از خنده دارترین چیزها در مورد آن این است که چقدر خودآگاه است. حتی ممکن است خودآگاه ترین انیمیشنی باشد که تا به حال تماشا کرده ام. منظورم این است که حتی در همان صحنه اولی که قبلاً ذکر کردم، یکی از شخصیتها نقدی را خواند که میگوید «داستان همان است و هیچ چیز ادامه نمییابد» و خودش را زیر سوال میبرد. نه تنها این، بلکه تقریباً تقلیدی از حرمسراها است. متوجه می شود که ایده حرمسرا چقدر احمقانه است، بنابراین اصلا آن را جدی نمی گیرد. آنقدر مسخره و مضحک است که گاهی شبیه تقلید از خود انیمه است. دقیقاً می داند که چیست و سعی نمی کند چیزی باشد که نیست. چیزی که در نیمه راه متوجه شدم این بود که آنها هر بار متن ترانه را به پایان تغییر می دهند. و هر بار، این یک حماقت کامل است. کاملا تصادفی و فوق العاده احمقانه در قسمت 11، پایان این است که رئیس جمهور در مورد اینکه چقدر عالی است و چگونه باید برای تمام پایان به او رای دهید، صحبت می کند. گاهی اوقات پایان باعث میشود که صداپیشهها به خودشان بخندند، شعر را فراموش کنند یا بیهنگام آواز بخوانند، و همه اینها را نگه داشتند. حالا، شما را نمیدانم، اما فکر میکنم صداپیشهها با آنها خیلی سرگرم شدند. این انیمه
چیزی که برجسته می شود مراجع است. من می دانم که Gintama قرار است یک سری داشته باشد، اما من هنوز آن را ندیده ام، بنابراین این انیمه احتمالاً بیشترین چیزی را دارد که من در یک انیمه دیده ام. از ناروتو، گورن لاگان (حتی به نوعی آن را خراب می کند)، هاروهی، ایندکس، کیمیاگر فول متال و حتی متال گیر سالید عجیب و غریب نام می برد. نمیتوانم به خاطر بیاورم که در انیمه بود یا لایت رمان، اما یکی از سطرها این است: «تا زمانی که Hunter x Hunter تمام نشده است، صحبت نکن!». اگر سوگیساکی عهد سکوت میکرد و برای اطاعت از آن راهب میشد، باز هم نمیتوانست صحبت کند (لطفاً HxH، توگاشی، التماس میکنم تمام کنید). همچنین، آنها دسته ای از شرکت انتشارات لایت رمان را ارجاع می دهند. آنها به قدری از ریل با ارجاعات خارج می شوند که اغلب مجبورند خود را سانسور کنند تا از کپی رایت جلوگیری کنند، که به خودی خود بسیار خنده دار است.
علاوه بر این، انیمه بیش از هر انیمیشنی که من دیده ام، دیوار چهارم را می شکند. اولین صحنه ای که توضیح دادم یکی از نمونه های آن است. اما در سرتاسر آنها دائماً می گویند که چگونه شخصیت مافویو به دلیل عشق BL او خراب می شود، یا اینکه چگونه میناتسو در ریاضیات خوب با شخصیت او سازگار نیست، یا اینکه چگونه یک جلسه در مورد اینکه با غیبت دانش آموزان چه باید کرد بسیار اساسی است و نمی تواند باشد. تماشای آن برای بینندگان سرگرم کننده است. تمام قوانین مربوط به غوطه وری را می گیرد و آنها را برای جهنم از پنجره بیرون می اندازد.
حالا از نظر کمدی واقعی خنده دار است. اسکیت ها و گنگ ها کاملاً پوچ هستند و هرگز خود را جدی نمی گیرند. با موقعیتهای مضحک، تکلاینهای عالی و شلختگی مسخره سریع است. این لزوماً کمدی بزرگسالان نیست، اما قطعاً طنز کودکانه هم نیست. عدم تاکید بر غوطه وری و واقع گرایی به آن ها اجازه می دهد که مزخرف ترین و احمقانه ترین کارها را انجام دهند. نان و کره ی کمدی، یک مرد مستقیم و بامزه است، که در آن یکی از شخصیت ها حرف احمقانه ای می زند و دیگری پاسخ می دهد و به این موضوع می پردازد که چقدر منطقی است. اما شخصیتها در هیچ کدام از نقشها قرار نمیگیرند - معمولاً متناسب با موقعیت تغییر میکند. حداقل برای من، انیمه معمولاً یک نوع کمدی «راحت» بر خلاف رسانه های دیگر دارد. اگرچه Seitokai no Ichizon بارها و بارها مرا با صدای بلند بخنداند.
خود شخصیت ها دمدمی مزاج و خنده دار هستند. هر کدام ویژگی ها و معایب منحصر به فرد خود را دارند، به طوری که می توانید آنها را به سادگی در یک اتاق کنار هم قرار دهید و مهم نیست که آنها چه کاری انجام دهند خنده دار خواهد بود. علیرغم تطبیق کمی با کهن الگوهای شخصیتی، هر کدام دارای جنبه های زیادی هستند که خود را از آن متمایز می کند و با شایستگی خود آنها را دوست داشتنی می کند. انیمه ما را با آنها دوست میدارد، بنابراین آنها از ابتدا به یکدیگر نزدیک هستند. این به کمدی کمک میکند که هر شخصیت اغلب اوقات دیگران را مسخره یا مسخره میکند، که این امر به دلیل دمدمی و احمق بودن آنها ممکن است. این من را به یاد دسته ای از نوجوانان می اندازد که به هم می افتند و به همدیگر می گویند، این همان چیزی است که در واقع هستند. اما واقعاً آن پویایی جوانی را به تصویر میکشد که نسبت به یکدیگر بسیار بیادب و وحشتناک باشند، به شیوهای عاشقانه. آنها فقط به دلیل نزدیک بودنشان می توانند این کار را انجام دهند.
علیرغم اینکه آنها چقدر یکدیگر را مسخره و مسخره می کنند، انیمه نشان می دهد که آنها واقعاً چقدر برای دوستی خود ارزش قائل هستند. آنها واقعاً وقت با هم بودن و فضای امنی که در شورای دانش آموزی ایجاد کرده اند را گرامی می دارند. و هر وقت لازم باشد از یکدیگر دفاع می کنند و پشتیبان یکدیگر هستند. هر چقدر هم که جذاب باشد، این یک دوستی واقعی است که به تصویر کشیده شده است.
کمدی ابزار قدرتمندی است، به ویژه با توجه به اینکه چگونه می تواند جدیت را در مقابل هم قرار دهد. اشتباه نکنید، این بیشتر شوخی است - نویسنده حتی گفته است "90٪ شوخی و کمتر از 10٪ جدی" - اما چند لحظه وجود دارد که حماقت را از بین می برد و صحنه های قابل تاملی دارد. صحنه ای وجود دارد که آنها در توکیو هستند و غروب خورشید را در سکوت با هم تماشا می کنند، و به نوعی واقعا زیباست. چند صحنه از این قبیل اینجا و آنجا پراکنده شدهاند، و اگرچه آنها چیزی نیستند که در نمایش برجسته شوند، اما به دلیل نادر بودنشان تأثیرگذار هستند.
واقعاً انتقاد از نمایشی که خودش را خیلی جدی نمی گیرد سخت است. میتوانستم بگویم که تعامل بین دخترها کم بود، اما بعداً یک قسمت بود که سوگیساکی بیمار شد و فقط آنها بودند و آنها بدون او با هم به خوبی کنار آمدند. فکر می کنم ممکن است لحظات اوج و خاطره انگیزی نداشته باشد، اما من زیاد به آن معطل نیستم.
به طور کلی، بسیار دوست داشتنی، احمقانه، خنده دار است و لحظات بسیار خوبی دارد. من مشتاقانه منتظر فصل 2 این هستم که امیدوارم به همان اندازه خوب باشد. 9/10.