من همیشه دوست دارم نقدهایم را با یک مماس شخصی مختصر شروع کنم تا کمی زمینه اضافی برای اینکه چرا احساس خاصی نسبت به یک سریال دارم ارائه دهم. و این یکی ... این یکی مقداری توشه دارد. در واقع، علیرغم اینکه تا دیروز حتی یک ثانیه از برنامه را تماشا نکرده بودم، اغراق آمیز نیست اگر بگوییم این انیمه چند سال گذشته زندگی من را خراب کرد. آره واقعا. در سال 2019، من در حال مرور TV Tropes بودم و موفق شدم به صفحه این نمایش برسم. با دیدن جلد جلد اول مانگا، و دیدن دو شخصیت اصلی که من را کنار میزنند، غافلگیر شدم و بلافاصله از برگه خارج شدم. برای چند هفته بعد، این تنها چیزی بود که می توانستم به آن فکر کنم، آن دو دختر انیمه شایان ستایش به من می گفتند که دور شوم. بالاخره خیلی زیاد شد. دوباره صفحه را باز کردم... و اینگونه بود که یک فتیش متولد شد. یک مقاله لعنتی در TV Tropes در مورد یک انیمه گگ، مارپیچ رو به پایینی را به حرکت درآورد که در نهایت مرا به هنتای معتاد کرد.
و با این حال، با وجود داشتن جلد و تعداد زیادی فن آرت، ذخیره شده در هر دستگاهی که دارم، تا به حال این نمایش را هرگز تماشا نکرده ام. بنابراین، نمایشی که من را نابود کرد چگونه بود؟ چهار سال از عمرم را وقف چه چیزی کردم؟
خوب، به بیان ساده، این نمایش WarioWare است. دستهای از اسکیتها یکی پس از دیگری پخش میشوند، با فاصلهای که بین آنها زمان کافی برای نشستن طنز وجود ندارد. و وقتی این کار را انجام میدهد، معجزه میکند. آن وقت است که نمایش به اوج خود می رسد. مشکل اینجاست که هر قسمت باید بیست و چهار دقیقه طول بکشد، و شما فقط میتوانید این کار را با اسکیتهای پنج ثانیهای انجام دهید. برای پر کردن زمان اجرا باید کاری کرد. چطوری این کار را انجام میدهی؟
نفخ.
برای شروع، پس از افتتاحیه، هر اپیزود یک داستان کوچک دارد که پنج دقیقه طول می کشد و در اغلب موارد، به خوبی از آن استقبال می کند. طنز خارج از دیوار نمایش فقط در وهله اول کار می کند زیرا همه چیز با آنقدر سریع تمام شده است که شما نمی توانید آن را درک کنید. کاهش سرعت با پنج دقیقه شوگی یا سورتمه سواری فقط شکاف های زره نمایش را آشکار می کند، که بزرگترین آن اصرار آن بر "تصادفی = خنده دار" است. این بخش های داستان اگر نوعی طرح کلی برای همه آنها وجود داشته باشد بسیار خوب خواهند بود، اما بسیاری از آنها حتی نمی توانند در یک جهان قرار بگیرند، زیرا بسیاری از آنها با ربات بودن پیپیمی یا پوپوکو به پایان می رسند. به نوعی جهان را تحت سلطه خود درآورد.
یکی دیگر از کارهایی که نمایش برای کاهش زمان اجرا انجام می دهد، تکرار جوک است. من در مورد فیل در اتاق صحبت نمی کنم - ما به آن خواهیم رسید. من در عوض در مورد حماسه تیم باب صحبت می کنم، بدترین و تهوع آورترین قسمت نمایش. اصولاً، چند بار در هر قسمت، به طور کلی از هر قسمت یک طرح تصادفی میگیرند، یا در برخی موارد، فقط یک طرح جدید را مستقیماً از روی الاغ خود بیرون میآورند و آن را چند صد بار از چرخ گوشت میگذرانند تا زمانی که پخش شود. به نظر می رسد یک انیمیشن فلش Newgrounds با Sweet Bro و Hella Jeff ترکیب شده و با کمی از ویدیوی جانی جانی که چادترونیک به آن واکنش نشان داده است. بدیهی است که آنها می خواهند تا حد ممکن وحشتناک باشند، اما در نهایت بسیار نزدیک به خورشید پرواز کردند و بال های خود را سوزاندند. این بخش ها به تنهایی نمایش را از 8 بالا به 6 پایین کاهش دادند اگر چیزهایی مانند تم آغازین و Japon Mignon نبودند.
و من احساس میکنم اگر بخواهم به این نمایش امتیاز خوبی بدهم، باید حداقل چند نکته مثبت را ذکر کنم، بنابراین بله، بیایید ادامه دهیم و در مورد آن صحبت کنیم. Japon Mignon یک سری کوچک و قابل ستایش است که به برنامه اضافه شده است، جایی که پوپوکو و پیپیمی به فرانسه سفر می کنند و آن را مسخره می کنند. این اسکیت ها در واقع توسط یک فرانسوی واقعی ساخته شده و شخصیت ها احتمالا توسط دو دختر فرانسوی به زبان فرانسوی صداگذاری شده اند. من فرض میکنم آن بخشها در پاسخ به موفقیت مضحکی که معجزه لیدیباگ در آن زمان دریافت میکرد، انجام شد. (به طور جدی، این برنامه ای بود که از دیزنی XD پخش می شد و هیچ کس نمی توانست در مورد آن ساکت شود.) به طور کلی، من فکر می کنم آن بخش ها بهتر از بقیه برنامه ها بودند، حداقل برای بار دوم.
اوه، بله، آخرین ترفند آنها برای طولانی کردن این برنامه تا یک دوره کامل این بود که هر قسمت را دو بار پخش کنند. با تفاوت بسیار کمی در نسخه ها فراتر از صداپیشگان تیم پاپ. من می گویم که شنیدن صحبت آنها با صدای مردانه در طول اجرای دوم خنده دار است، اما هنوز هم مانند پرکننده های بی معنی به نظر می رسد، یا در برخی موارد، مانند کاری که آنها تصمیم گرفتند با بخش های Japon Mignon انجام دهند، احساس زشتی به نظر می رسد. ببینید، در طول اولین نسخه هر قسمت، بخش های Japon Mignon زیرنویس ندارند. نسخه دوم زیرنویس ها را اضافه می کند. باشه ولی چرا آیا منطقی نیست که این کار را برعکس انجام دهیم؟ چون این بخشها به اندازه کافی عجیب نیستند که به عنوان آثار هنری خارجی بدون زمینه بایستند. یکی هست که بدون زیرنویس فقط عکس میگیرن و سوار اتوبوس میشن. خنده دار ترین چیزی که تا به حال دیده ام
در حال حاضر، گاهی اوقات، تفاوت های به اندازه کافی بزرگ بین دو نسخه از هر قسمت وجود دارد. نمونه موردی، قسمت 11، جایی که نسخه اول دارای یک طرح ترسناک پنج دقیقهای است، و نسخه دوم دارای یک مرد تصادفی در کمد است که به طرح پنج دقیقهای ترسناک واکنش نشان میدهد. اگر موارد بیشتری از این قبیل وجود داشت، میتوانم بگویم که کل مفهوم موجه بود، اما یا در نسخه دوم اکثر قسمتها به اندازه کافی توجه نکردم، یا چیز زیادی وجود نداشت.
هر چند بقیه چیزها عالی بود. چه بخواهم چه نخواهم، من یک GenZ-er هستم، و مانند بقیه ما طعمه "تصادفی = خنده دار" شدم. من از آن لذت بردم، خارج از مواردی که در بالا ذکر کردم، و احتمالاً به زودی فصل دوم اخیر را نیز تماشا خواهم کرد.
حالا آیا من آن را توصیه می کنم؟ خوب، این بستگی به این دارد که شما چه کسی هستید. برای شروع، اگر شما هم مثل من هستید...آره، نه، نیستید، اما با فرض اینکه اینطور باشید، از تمام انگشتان وسطی که به اطراف پرتاب می شوند، ضربه می خورید و بسیاری از جوک ها کلیک می کنند. با شما همانطور که به یاد دارید، "اوه، بله، آن چیزی از DeviantArt/Pixiv/Danbooru." اگر از نوع طنز مدرن و پس از طنز "تصادفی = خنده دار" که در دهه های 2010 و 2020 رایج بوده است، می پسندید، این نمایش را نیز به شما توصیه می کنم.
در اینجا یک تست خوب وجود دارد تا ببینید آیا از نمایش خوشتان می آید یا خیر. این یک شوخی است که من بسیاری از فن آرت ها را در اطراف آن دیدم، اما یادم نمی آید که در برنامه حضور داشته باشد. این را از خود بپرسید، آیا موارد زیر شما را می خنداند؟
"یک همباگا، لطفا."
"نه، نه، HAM-BUR-GER."
. . . الی ابی
اگر به آن خندیدید، حتی یک خنده، بروید این نمایش را تماشا کنید. اگر این کار را نکرد، احتمالاً برای شما مناسب نیست.
حالا بیایید کیفیتش را کم کنیم و بر اساس نظر شخصی من به آن نمره بدهیم.
داستان: هیچ. 0/10
هنر: این یک نمایش منحصر به فرد است، از این نظر که سبک هنری آن تقریباً بین هر صحنه تغییر می کند. شما بخشهای معمولی به سبک انیمه، نمد، طرحها، شن و ماسه، افراد واقعی واقعی، و البته، حماسههای سرکش Bob Team را دارید. در نتیجه، کیفیت هنر بین نه و یک در نوسان است. من فقط آن را در نقطه میانی پرتاب می کنم. 5/5
شخصیت ها: یک کیسه ترکیبی دیگر. پوپوکو و پیپیمی اساساً مرکز جهان هستند و همه اطرافیانشان چیزی بیشتر از سرگرمی خودشان و بیننده هستند. از این نظر، آنها به طور اسرافآمیز به هدف خود عمل میکنند و خود این دو بدون شک بشکههای بزرگ هروئین هستند. به جز، من فکر نمی کنم هروئین را در بشکه ذخیره کنید. 7/3
صدا: مردان صدای زنان، فوری 10/10. در مورد موسیقی، فقط لازم است که افتتاحیه به طور جدی همیشه در گوش من شنیده شود. خیلی خوبه از سوی دیگر، آهنگهای دیگر... اوه، بسیاری از آنها یا شبیه به کلیترین موسیقی انیمه هستند، یا چیزهایی که در رادیو اینجا در آمریکا میشنوید. و من طرفدار موسیقی رادیو نیستم. 3/-13
لذت: بله، من این کار را کردم. 6/3/1
حکم نهایی: ?/?
نتیجه گیری: این نمایشی است که نقد حرفه ای را به چالش می کشد. هر مفهومی که یک فرد معمولی برای قضاوت در مورد هر شکل دیگری از رسانه استفاده می کند، از پنجره بیرون پرتاب می شود، زیرا تمام این چیزها فقط برای خندیدن ساخته شده است. و این چیزی است که به دست خواهید آورد. انتظار هیچ چیز مبتکرانه ای نداشته باشید. دوستان خود را جمع کنید، پنج ساعت وقت آزاد داشته باشید، مشروب بنوشید و فقط لذت ببرید. من نتوانستم آن سه کار اول را انجام دهم (هیچ دوستی، آن را در طول دو روز تماشا کردم، به اندازه کافی برای نوشیدن نداشتم)، اما لعنت به من اگر از خودم لذت نمی برم. این انیمه چهار سال من را عذاب داد و عالی است که در نهایت آن را از لیست سطل بررسی کردم. من ممکن است آزاد نباشم، اما اکنون می دانم که در تمام این سال ها به دنبال چه چیزی بودم. حس خوبی داره
امتیاز شخصی: 7/10