از آنجایی که فقط دو قسمت است، این فیلمهای ویژه یک ضربه عاطفی قدرتمند را به همراه میآورند. من آنها را جداگانه تجزیه و تحلیل می کنم. در مرحله اول ما یک راه اندازی معمولی برای Natsume در این نقطه داریم. او با یک یوکای ملاقات می کند که زمانی با یک انسان تعامل داشت و تصمیم می گیرد به او رحم کند و به او کمک کند تا با انسان مذکور متحد شود. تنها مشکل این است که youkai قدیمی دیگر نمی تواند آنقدر خوب را به خاطر بیاورد، بنابراین Natsume اپیزود را صرف تحقیق می کند. از طریق توضیحی از فوجیوارا، او متوجه میشود که یوکای پیر به این دلیل معروف بود که میتوانست برگهای درختش را هنگام لرزش شبیه به صدای زنگ در بیاورد. این یک موقعیت واقعی قطبی اکسپرس است، جایی که فقط ایمانداران واقعی در قلب کارتها یا دوستی هستند. یا هرچیزی که بشنود من از لحن تحقیر آمیزی استفاده می کنم، اما به شما اطمینان می دهم که در پایان، زمانی که آرزوی نهایی یوکای محقق شد، اشک ریختم.
واقعاً نمیتوانم وزن احساسی آن را بدون توضیح دقیق آنچه اتفاق افتاده بفروشم، و معمولاً به اسپویلها اهمیتی نمیدهم، اما میخواهم از آنها به عنوان یک کارت آزاد از زندان استفاده کنم زیرا مجبور نیستم تایپ کنم. خلاصه داستان beat for beat. خوب است، تعادل درستی از حالت تهوع و احساسات واقعی را ایجاد می کند.
فکر نمیکردم قسمت دوم آنقدر قوی باشد. به عنوان یک ماجراجویی از نوع آلیس در سرزمین عجایب با دختر جدیدی که هرگز ندیده ایم شروع می شود. او حتی دو بار به ماهیت آلیس مانند آن اشاره می کند. اما در نهایت این داستان دیگری از اتحاد مجدد یوکای و انسان است. تضاد واقعی به شکل پاک کردن حافظه است که یوکای باید آن را به عنوان بخشی از قوانین دلخواه جنگل یا چیزی انجام دهد. اگرچه ناتسومه به دزدی حتی برای یک ثانیه از خاطرات شخص دیگر اعتراض می کند، اما خودش می داند که خاطرات شیرین ارزش فوق العاده ای می توانند داشته باشند، یوکای اصرار دارد که این تنها راه است. او در نهایت خاطرات دختر را پاک میکند، اما در سبک انیمههای ناخوشایند، او همچنان خاطرات فانتومی ماندگاری دارد، مانند رویایی که نمیتوانی آن را کاملاً به خاطر بسپاری.
به طور کلی این چیزی است که من در مورد این فرنچایز دوست داشتم و اگر بقیه قسمتها را تمام کرده باشید و به دنبال موارد بیشتری باشید، 2 قسمت عالی دیگر خواهد بود. 9/10