{WARNING: این بررسی حاوی اسپویلرهای جزئی از MEDAKA BOX/MADAKA BOX ABNORMAL} است. حتی با Medaka Box از کجا شروع کنم؟ این اولین نقد من بود، تصمیم گرفتم Medaka Box و Medaka Box Abnormal را در یک بررسی جامع ترکیب کنم، به جای نوشتن دو بررسی جداگانه (حتی اگر چنین چیزی کاملاً مرتبط به نظر می رسد، با توجه به این واقعیت که فصل 1 و 2 شبیه نمایش های کاملاً متفاوت هستند. ). با این سلب مسئولیت کوچک از راه، من دوست دارم به درستی به افکار خود در مورد تراژدی است که جعبه مداکا است. همانطور که در پاراگراف بالا به آن اشاره کردم، می خواهم با اولین شماره خود با انیمه شروع کنم. مسئله من تغییر تقریباً غیرقابل توضیح و بسیار ضعیفی است که از یک برش عجیب و غریب کمدی/درام دبیرستانی سبک زندگی، به نبردی کهنه و کاملاً عاری از انگیزههای حساس و حفرههای داستانی ضعیف و انبوهی از طرحهای زرهی است. روند فکری پشت این تغییر گیج کننده چه بود؟ 10 قسمت اول فصل اول شامل زندگی روزمره دانش آموزان در آکادمی سندباکس می شود، جایی که رئیس شورای دانش آموزی و مداکا کورکامی سال اول از Zenkichi، Akune و Kikaijima (به ترتیب) کمک می گیرد تا به همه دانش آموزان کمک کند. مدرسه از طریق استفاده از یک جعبه پیشنهاد به نام "جعبه مداکا". تغییر عجیب و غیرمستقیم به یک نبرد کامل شونن با معرفی رئیس نیروی امنیتی ارتش/مدرسه جلال میوری اونزن آغاز می شود. معرفی او مستقیماً به او منتهی می شود ... یک کلاس درس پر از دانش آموزان را به خاطر صدای بلند سلاخی می کند؟ سپس توضیح داده می شود که نیروی ایمنی توسط آکادمی مجاز به استفاده از زور / خشونت برای حفظ آرامش در مدرسه است.
کل فصل اول جذاب از آنجا به بعد به طور کامل به سراشیبی می رود. وقتی مداکا اوزن را به صدا در میآورد، با استفاده از حالت جنگ خدا، که هرگز با هیچکس یا هیچکس توضیح داده نمیشود، بینندگان وارد Medaka Box Abnormal میشوند، جایی که با «13 حزب» روبرو میشوند، گروهی از «غیر طبیعی» مانند مداکا که قدرتهای عجیبی دارند. که به ظاهر غیر قابل توضیح هستند. قسمت غیرقابل توضیح برای من بسیار خنده دار است، زیرا به پایان سریال رسیده ام و هنوز نمی دانم که چگونه هیچ یک از این قدرت ها به وجود آمده اند. آیا نوعی علم است که این توانایی ها را ایجاد کرده است؟ آیا مستقیماً جادو است؟ مکانیسم توضیح ندادن این قدرت ها واقعاً مانع از توانایی من در درک نقاط قوت و ضعف ناهنجاری های شخصیت می شود، زیرا در وهله اول نمی دانم چه چیزی باعث این توانایی ها می شود. شاید ناهنجاریها بعداً در مانگا به طور کامل توضیح داده شوند (امیدوارم که اینطور باشد) اما من در حال حاضر فقط یک انیمه با این سریال هستم و حقیقتاً دارم 24 قسمت کامل را بدون یک بار توضیح درباره ناهنجاریها یا چگونگی پیدایش آنها (به کنار) میگذرانم. از برخی توضیحات نیمه کاره توسط کاراکترهایی که به کنار گذاشته می شوند) بسیار خسته کننده است و به شدت علاقه شما را به سیستم قدرت محدود می کند. باز هم، این واقعیت که حتی بعد از قسمت های اولیه یک سیستم قدرت وجود دارد، در وهله اول بسیار گیج کننده است.
شخصیت ها در این سریال برای من بسیار ضربه خوردند یا از دست رفتند. من شخصیت زنکیچی را خیلی دوست داشتم، زیرا او نه تنها برای مداکا، بلکه برای همه شخصیتهای نمایش، شخصیتی متعادل و متعادل بود. من واقعاً دوست داشتم که انیمه او را در تمام طول مدت یک نرمال نگه داشت (حتی اگر اشاره ای وجود داشت که ممکن است واقعاً غیرعادی باشد) و بر نشان دادن قدرت خود به عنوان یک انسان عادی که برای دوستانش، عمدتا مداکا می جنگد، تمرکز داشت. ممکن است کمی انگیزه بد باشد، اما نه به بدی شخصیت های دیگر، و حداقل او نوعی انگیزه دارد. شخصیت اصلی، مداکا، لزوماً شخصیت بدی نبود، اما این نیز او را به شخصیت خوبی تبدیل نمیکند. او بعد از مدتی با ترفند "همه را نجات بده، به همه کمک کن، همه را دوست بدار" فوق العاده بیهوده و آزاردهنده شد، اما هی، او قدرت و نفوذ انجام این کار را داشت، خیلی برایش خوب بود. آشکار شدن غیرعادی بودن او و کاری که انجام داد بسیار جالب بود، اگرچه یک جنبه خاص از قدرت او در پایان کاملاً مبهم باقی ماند. او به وضوح بدترین متخلف از خدمات طرفداران در برنامه بود، و در حالی که این برای من چیزی را از یک نمایش کم نمی کند، در مواقعی که در چهره شما چنین بود، کمی آزاردهنده می شد. به غیر از یک شخصیت دیگر که بعداً در موردش صحبت خواهم کرد، بقیه بازیگران فیلم بودند. آکونه و کیکایجیما تقریباً یک بعدی بودند، اگرچه حداقل پیشینه ای در مورد اینکه چرا اینطور عمل کردند را دریافت کردند. انگیزه اصلی آنها به دنبال انگیزه زنکیچی بود که کمی خسته کننده بود، اما در مجموع آنها خوب جنگیدند و به اندازه کافی به گروه کمک کردند که کاملاً فراموش نشدنی باشند. برخی از شخصیت ها مانند Nabeshima باحال بودند، اما هیچ کس آنقدر به یاد ماندنی نشد. به عنوان مثال، برادر مداکا، ماگورو، واقعاً فقط برای ارائه اطلاعات و وسواس عجیبی در مورد دو خواهرش حضور داشت. نازه تقریباً جالب بود، اما روال "از خوشبختی متنفرم" او پس از مدتی خسته کننده شد. باز هم، هیچ شخصیتی به طور قابل توجهی بد نبودند، فقط نسبتاً فراموش شدنی بودند.
برای من بزرگترین حماقت کل سریال قسمت دوازدهم با عنوان "بازنده خوب کوماگاوا" بود. این اپیزود بر کوموگاوا میسوگی تمرکز دارد، یک شخصیت شرور بسیار پیچیده و در عین حال به طور همزمان جذاب که برای مدت کوتاهی در داستان اصلی ظاهر می شود. کوموگاوا دیدگاه بیمارگونه ای نسبت به جهان دارد و در مورد انگیزه ها و هدفش با مقدار زیادی دسیسه و رمز و راز احاطه شده است. من اکنون که مانگا داستان خود را ادامه می دهد، اما تمسخر این شخصیت در کل برنامه، صحبت در مورد یک مسابقه جنون آمیز با مداکا، نام بردن از او هر از گاهی، و سلب مسئولیت قسمت 12 بسیار وهم انگیز که به تماشاگر می گوید: آیندهی شما روشن است و خود را از واقعیت دور کنید» وقتی تماشای او باعث ایجاد هیاهوی بیمعنی برای شخصیتی میشود که دیگر هرگز لمس نمیشود. این موضوع کمتر با خود نمایش مشکل دارد، زیرا مطمئن هستم که سازندگان برنامهریزی کردهاند تا آرک او را تطبیق دهند و در نتیجه زمان بیشتری را به او اختصاص دهند، اما به شدت ناامیدکننده است که این معمای هولناک یک شخصیت را وارد داستان کنیم تا هرگز او را نبینیم. در نهایت شکل گرفت. احساس میکنم یک فصل با کوموگاوا در راس آن، لذت من از کل سریال را تا حد زیادی افزایش میدهد، و تقریباً باعث میشود که ای کاش اصلاً سریال را تماشا نمیکردم، حالا که میدانم هرگز نخواهم دید که انیمههای انیمهاش به دست میآید. نور روز
سبک هنری نمایش ماه است، انیمیشن به اندازه کافی در صحنه های مبارزه بدون وقفه فصل دوم مناسب است، اما در عین حال کمی هم به نظر می رسد. سبک مناسب است، و طراحی شخصیت ها در کل بسیار خوب است (حتی اگر من یک تکه مو را که همه در این سری به دلایل نامعلومی بلند کرده اند، دوست ندارم). موسیقی متن فیلم چیزی برای نوشتن نیست، تم ابتدایی اول بهتر از ایموی دوم است و پایان دوم بر اولی برتری دارد. همه آنها آهنگ های مناسبی هستند، اما باز هم چیزی که واقعاً به من غلبه کند.
در نهایت، به سطح لذت من رسید. من به این انیمه نمره 7 بسیار سخاوتمندانه ای را برای لذت بردن می دهم، زیرا باید بگویم از برخی از تعاملات شخصیت ها و چند لحظه هیجان انگیزی که در فصل دوم رخ داد بسیار لذت بردم. با این حال، این لذت به دلیل وجود چندین حفره طرح (که شامل هدف واقعی رئیس، که قبلاً به آن اشاره نکردم، و همچنین اینکه شیرانوی جهنمی است) را نیز به شدت محدود می کند. من می دانم که ممکن است به این سوالات در مانگا پاسخ داده شود، اما به این دلیل نیست که من یک انیمیشن را تماشا می کنم. داستان خود انیمه باید همچنان قوی بماند، صرف نظر از اینکه چقدر از منبع اقتباس شده است. برای من، مداکا و شرکت به اندازه کافی برای برآوردن درخواست من انجام ندادند: ماموریت شکست خورد. بنابراین، من یک پیشنهاد دیگر را در جعبه پیشنهاد برای سازندگان دوست داشتنی این سریال نیمه کاره می گذارم: انیمه Kumugawa بیشتری به من بدهید، شاید بتوانیم در مورد امتیاز بالاتر صحبت کنیم :) به طور کلی: 6.2/10.