همانطور که در بررسی فیلم اول گفته ام، با همین فکر شروع می کنم که چرا هشدار اسپویلر را در اینجا بررسی کرده ام. من ممکن است چیزهای اسپویل در مورد داستان و شخصیت ها را در این بررسی اضافه کنم، اما موارد جزئی وجود دارد، چیزی نیست که فکر کنم لذت کسانی را که قبل از تماشای فیلم می خوانند، از بین ببرد. من با یک یادداشت غم انگیز شروع می کنم زیرا پس از اتمام این فیلم این احساس را داشتم، حتی اگر پایان آن طرف خوب باشد. صادقانه بگویم، بخشهای بد زیادی در این دنباله وجود دارد، آنها بیشتر از قسمتهای خوب آن هستند که مسلم است.
از قسمتی شروع کنیم که اصلاً معنی نداشت، قسمتی که FMC عاشق MC است، اما آنها باید به دلیل خاصی از هم جدا شوند و دلیل آن این است که ما به درام بیشتری نیاز داشتیم، البته اینطور نیست. چرا آنها از هم جدا شدند، اما اگر یک فرد عادی حدود 5 دقیقه فکر می کرد و به عنوان اولین انتخاب به تصمیم بدی نمی رسید، این فیلم می توانست نجات پیدا کند. احساس میشد که شخصیتها توسط بیگانگان یا یک ویروس ناشناخته کنترل میشوند، زیرا انجام چنین اشتباهاتی توسط همان شخصیتهای فیلم اول غیرممکن بود.
آنها از انواع استدلال های کلیشه ای برای توجیه اینکه چرا داستان را تا این حد مسخره کردند، از از دست دادن حافظه گرفته تا صرفاً "از تو جدا می شوم، تا تو خوشحال باشی" استفاده کردند، اما در عین حال فکر می کردند که آنها هنوز همدیگر را دوست دارند. یک نوع صحبت، بیایید تروپ از دست رفته برادر را فراموش نکنیم، حتی اگر از این نوع دلایل در موقعیت های دیگر استفاده می شد، شاید می توانست کار کند، اما نه در اینجا، نه آنطور که آنها تصور می کردند.
تمام فیلم برای تمام شدن سخت بود، به جز بیست دقیقه اول که همه چیز خوب بود، داستان از جایی ادامه یافت که آخرین فیلم ما را رها کرد، بنیو به دنبال شینوبو (ستوان) می گردد، اما فایده ای نداشت، اما همچنان امیدوار است که او زنده است و روزی نزد او باز خواهد گشت.
بعد از این قسمت، همه جهنمها در جهان شوجو شکست میخورند و صحنههای بیش از حد دراماتیک یکی پس از دیگری میآیند، بد، نه، بد کلمه خوبی برای توصیف قسمت میانی است، تصمیمهای وحشتناکی گرفته شد، مثل اینکه نویسندگان شرط بندی کردهاند که چقدر میتوانند بد باشند. این قسمت را بساز البته بیایید پایان را فراموش نکنیم، همانطور که در ابتدا گفته ام در جنبه خوب چیزها با یک است و آنها پس از پایان نوع پایان با خوشحالی زندگی کردند، اما قبل از رسیدن به آن قسمت باید در باتلاق شنا کنیم. باز هم تصمیمات ضعیفی گرفته شده بود، با درام ترسناک تر و جعلی تر فقط برای اینکه بتوانیم بفهمیم چرا به اینجا رسیدیم، اما درست مثل قسمت میانی روی صورتش افتاد.
خوب، بس است و بیایید با شخصیت ها ادامه دهیم.
قسمت خوب این است که شخصیت های ثانویه اینجا درخشیدند، از بازیگر کابوکی (رانمارو) گرفته تا گروهبان اونیجیما و بهترین دوست بنیو را فراموش نکنیم، تاماکی، آنها تأثیر خوبی گذاشتند و به وضوح با سر خود فکر می کردند، نه با قسمت عقب خود مانند MC. .
بله درست خواندید، mc جایی که خیلی بد است، من دوبار همین را گفتم، فقط کمی متفاوت است و این بار سوم است، اما نمی توانم به اندازه کافی روی آن تاکید کنم، آنها اینجا چقدر بد بودند. تصمیماتی شبیه به این که بچه های مهدکودک گرفته اند، دلیل اصلی بیزاری من از آنهاست، نه نشانه ای از رفتار هوشمندانه، هیچ چیز مانند یک بزرگسال نباید در آن موقعیت ها فکر کند. نویسنده شخصیت خود را 180 درجه تغییر داده است زیرا آنها به درام بیشتری نیاز دارند.
تغییر موضوع. بیایید به بخش هنر / انیمیشن برویم، دنباله (این) به خوبی قسمت اول است. انیمیشن جریان دارد، مانند یک ارائه پاور پوینت نیست که ما در سری انیمیشن های جدیدتر فصل به فصل به آن عادت کرده ایم، پس زمینه ها با دقت ترسیم شده اند و رنگ ها به سادگی زیبا هستند.
OST کمی نسبت به فیلم اول کاهش می یابد، شاید به دلیل اینکه داستان چگونه در حال تکامل بود نمی توانستم به آن توجه کنم، اما در مقایسه کمی بی مزه به نظر می رسید.
در مورد یک حکم، من ناامید هستم، شاید از یک داستان تقریباً 50 ساله آرزوی زیادی داشتم، اما می توانست بهتر باشد، بد مزه بدی برای این داستان باقی گذاشت، خوب یا بد من می توانم. این را بیشتر توصیه نمیکنید، اما شما که این را میخوانید میخواهید ببینید که داستان او چگونه به پایان میرسد.
ممنون که خواندید، امیدوارم همه شما که تا این لحظه مطالعه کرده اید روز خوبی داشته باشید.