-
دیگر عناوین این انیمه نام انگلیسی:Digimon Tamers
نام ژاپنی:デジモンテイマーズ
نام های دیگر:-
Digimon: Digital Monsters 03
خلاصه داستان سطوح مربی دیجیمون بر اساس میزان عصبانیت آنها در بازی های ویدیویی یا بازی های کارتی تعیین شد. تاکاتو ماتسودا از طرفداران دیجیمون است و وسواس خاصی به بازی با ورق دارد و مدام در مورد دنیای دیجیمون خیال پردازی می کند. یک روز، در بازی نبرد، او یک کارت آبی خاص را از طریق اسلاید Scatgener پیدا می کند. اسباب بازی ناگهان شروع به درخشش می کند و به DigiVice تبدیل می شود، همان چیزی که تاکاتو طراحی کرده است.اطلاعات تکمیلی نقد و بررسی داستان با امتیاز 10 از 10 داستان: 10/10 داستان هیجان انگیز و پر از عمق احساسی است. برخلاف سریهای قبلی، *Digimon Tamers* رویکردی بسیار تاریکتر و بالغتر دارد و به موضوعات پیچیدهای مانند ترس، از دست دادن و قدرت تخیل میپردازد. طرح داستان از ابتدا تا انتها درگیرکننده است، با پیچش های غیرمنتظره و لحظاتی دلچسب که مرا به صفحه نمایش نگه داشت. شخصیت ها: 10/10 شخصیت ها فراموش نشدنی هستند. تاکاتو، ریکا و هنری هر کدام دارای شخصیتها و قوسهای شخصیتی منحصربهفردی هستند که آنها را قابل ارتباط و الهامبخش میکند. پیوندهای آنها با شرکای Digimon خود معتبر و دلگرم کننده است و به داستان عمق می بخشد. هر دیجیمون جذابیت خاص خود را به ارمغان می آورد و آنها را برای داستان ضروری می کند. آثار هنری: 10/10 اثر هنری پر جنب و جوش و پر از زندگی است. طراحی شخصیتها دقیق و گویا هستند و ماهیت هر شخصیت را کاملاً نشان میدهند. دنیای دیجیتال تخیلی و از نظر بصری خیره کننده است و حس شگفتی و هیجان را ایجاد می کند. انیمیشن: 10/10 این انیمیشن بهویژه در طول سکانسهای پر اکشن Digivolution، بهطور مداوم چشمگیر است. انتقال های روان و سکانس های پویا هر نبردی را هیجان انگیز و از نظر بصری جذاب می کند. به طور کلی، *Digimon Tamers* شاهکاری است که کاملاً ماجراجویی، احساسات و داستان سرایی باورنکردنی را با هم ترکیب می کند. چه از طرفداران قدیمی این مجموعه باشید و چه تازه وارد این فرنچایز باشید، این سریال باید تماشا کنید!نقد و بررسی داستان با امتیاز 8 از 10 نویسنده اصلی Digimon Tamers Chiaki Konaka است (مشهورترین سریال برای آزمایش های سریال Lain) بنابراین اگر هم از طرفداران آثار او و هم از طرفداران دیجیمون هستید، این فصل برای شما لذت واقعی خواهد بود، اگر نه، پس ممکن است نباشد دقیقاً فنجان چای شما باشد... همان طور که احتمالاً می توانید بگویید، من بخشی از گروه دوم هستم، در 2 قسمت اصلی تردیدهایم را در مورد سریال مطرح خواهم کرد 1) سرعت داستان بسیار کند است، در بسیاری از مواقع همه چیز احساس عدم ارتباط کنید، و به نظر می رسد که خیلی تلاش می کند تاریک باشد 2) شخصیت ها دیجیمون 100% نمایش را اجرا می کند، شخصیت پردازی آنها در اکثر موارد بسیار خوب انجام شده است، دقیقاً می دانید که چرا آنها احساس می کنند، واکنش نشان می دهند، رفتار خاصی دارند، فقط ای کاش شخصیت های انسانی به همان میزان توجه می کردند. این اولین بار در سریال دیجیمون است که نتوانستم به هیچ یک از شخصیت های انسانی متصل شوم، به جز شاید شیائوچون کوچک، که من را کمی به یاد من می اندازد که بچه بودم، اما با وجود اینکه او به سختی در سریال حضور دارد. رام کننده بودن، و این من را به مشکل دیگری از نمایش می کشاند، رام کننده های زیادی را معرفی می کند تا تقریباً، حتی به طور کامل، آنها را فراموش کنم، که به بیت بعدی منتهی می شود، این برای حمایت/ تمرکز بر روی اصلی انجام می شود. 3 که، اکنون این فقط نظر شخصی من است، اما تا کنون آنها را دوست نداشتن ترین شخصیت های اصلی دیجیمون می دانم. یکی از شخصیتهایی که من واقعاً دوستش دارم جوری است، او داستانی بسیار جالب و دلخراش دارد، و چه میتوانم بگویم، تراژدی باعث کاوش شخصیتهای جذاب (و در مورد من مرتبط) میشود، متأسفانه، اگرچه نه به اندازه دیگر رامکنندگان، او داستان هنوز کوتاه است و احساس می کنیم عجله شده است، ما به تدریج متوجه نمی شویم که چرا او اینگونه است، اما در عوض از یک اشاره کوچک به سمت پرتاب شدن به اعماق ذهن او می رویم، و اینجاست که ما احساس زیادی از تلاش بیش از حد برای تاریک بودن داشته باشید، من شخصاً فکر می کنم که سایر فصل های Digimon با به تصویر کشیدن شخصیت های گذشته آسیب زا کارهای بسیار بهتری انجام داده اند. در نهایت، چیزی که واقعاً من را آزار میدهد این است که تغییرات ناگهانی در شخصیت وجود دارد، شخصاً فکر میکنم یاماکی و ایممون با این شرایط مطابقت دارند. اگرچه من از طرفداران زیادی از فیلمنامه و شخصیت نویسی چیاکی نیستم، ترکیبات بصری او کاملاً چشمگیر هستند. Tamers برخی از جالبترین و تخیلیترین مکانها را در دنیای digiworld دارد، یکی از موارد مورد علاقه من در ep است. 29نقد و بررسی داستان با امتیاز 6 از 10 در اینجا در Myanimelist یک ویژگی به نام کلوپ ها وجود دارد که در آن می توانید یک تابلو و انجمن تصویر خصوصی برای گوشه کوچک خود از خرده فرهنگ weeaboo راه اندازی کنید. تعداد کمی از این باشگاهها اکنون که سرورهای Discord کار خود را انجام میدهند هنوز فعال هستند، اما در دوران اوج سایت، گروهی به نام Anime-Uber Elitists Club وجود داشت که شرایط عضویت از جمله ثبت تعداد زیادی انیمه و حفظ رتبه متوسط پایین را داشت. این تا حدودی زبان زد بود، و انحصار را کنار گذاشت قبل از اینکه در نهایت تمام فعالیت های باشگاه را یک یا دو سال قبل به پایان رساند، اما یک "نمودار روشنگری" از انیمه های تایید شده را ایجاد کرد که توسط اعضای آن رای داده شد، که هنوز منبع خوبی برای پیدا کردن است. انیمه کمتر شناخته شده و دوست داشتنی برای تماشا. در این لیست، در کنار افرادی مانند Evangelion، Cowboy Bebop، Princess Mononoke و... Mononoke، Digimon Tamers قرار دارد که با 5 رای موافق، 1 مخالف وارد نمودار شد. باشگاه هرگز چنین رأیی را برای هیچ فصل دیگری از دیجیمون انجام نداده و هرگز نمیتوانست چنین رأیی داشته باشد، پس ممکن است بپرسید چگونه این اتفاق افتاد؟ پاسخ کوتاه Chiaki J. Konaka است. بله، فیلمنامه نویس تحسین شده و برنامه ریز سریال پشت سریال تجربیات لاین و تکنولیز همین نقش را در فصل سوم دیجیمون ایفا کرد. این واقعیت به تنهایی به این معنی است که مهم نیست که چقدر میخواهید طعم انیمهتان باکیفیت به نظر برسد، میتوانید به راحتی اعتراف کنید که Digimon را دوست دارید تا زمانی که وانمود کنید که *فقط* یک فصل است. من به دلیل این نوع گفتمان دقیقاً از Digimon Tamers بازدید کردم و حدود 30 قسمت منتظر ماندم تا موضوعات عمیق و بالغ سریال ظاهر شود تا در نهایت قبول کنم که فریب خوردهام و یک آگهی تبلیغاتی کارت معاملاتی 20 ساعته برای کودکان را تماشا کردم. خوب، بیایید منصف باشیم، جنبه های خاصی از این نمایش *وجود دارد که از بقیه دیجیمون ها متمایز است و باعث می شود با Lain مقایسه شود. شخصیت اصلی یک بچه شیفته دیجیمون به نام تاکاتو است که کارت ها را جمع می کند، انیمه را تماشا می کند و به جای توجه در کلاس، Digimon OC خود به نام Guilmon را می کشد. تاکاتو به رویای هر بچه اواخر دهه 90 زندگی میکند و میخواهد دیجیمون ساخته شده از طرفدارانش زنده شود، اما اولین کاری که میبیند این است که موشهای زنده را با نفس آتشش میسوزاند و قسمت 1 با خمیدن او از ترس اینکه ممکن است خمیده شود، به پایان میرسد. بعد. سریال در دنیای واقعی به جای دنیای دیجی دو فصل قبل می گذرد و تاکاتو مجبور است گیلمون را در پارکی پنهان کند و برای سیر کردن به او نان را از نانوایی والدینش بدزدد. نبردهای بعدی علیه دیجیمون های وحشی باعث آسیب جانبی به حدی می شود که چندین بلوک شهر را تسطیح می کند. در جایی که بازیگران اصلی دو فصل اول تیمی از قسمت 1 بودند، روکی نقش اصلی زن Tamers در 8 قسمت اول به شریک زندگی خود Renamon دستور می دهد که Guilmon را بکشد. یک مرد بلوند دولتی مرموز و تشنه قدرت به نام یاماکی سان وجود دارد که می خواهد همه دیجیمون ها را نسل کشی کند و به طور تصادفی سوراخ هایی را در فضا-زمان ایجاد می کند که تهدید وحشی دیجیمون را بسیار بدتر می کند. اصرار روکی مبنی بر اینکه دیجیمون فقط برای جنگیدن است، عمداً با باورهای صلحطلبانه جیانلیانگ (که شریکش، تریرمون، وقتی تکامل مییابد، تمام اتاقها را با شلیک مسلسل میپاشد، اما در نهایت یاد میگیرد که این میل را کنترل کند) در تضاد است. تاکاتو خود را بین این دو دیدگاه گرفتار میبیند، و هر سه آنها با پیشرفت نمایش به فلسفهای متعادلتر نزدیک میشوند و به دنبال دعوا نیستند، بلکه وقتی چیزی برای محافظت وجود دارد میجنگند. مهمتر از همه، دیجیمون می تواند بمیرد. افسانه ها بیان می کردند که هر دیجیمون پس از مرگ در یک تخم مرغ دوباره متولد می شود، اما در Tamers آنها یکدیگر را می کشند و به طور استعاری با "بارگذاری داده های خود" یکدیگر را می خورند تا قدرتمندتر شوند. هدف این است که دیجیمون ماهیت واقعیتر و حیوانیتری بدهد. شخصیت اصلی به نام جوری یک لئومون را به عنوان شریک زندگی خود دریافت می کند که سپس توسط ضد قهرمان ایممون کشته می شود و بقیه سریال سعی می کند با غم و اندوه اولی و گناه دومی مقابله کند. در Digimon Tamers هیچ شخصیت شرور واقعی وجود ندارد. یکی از موضوعات اصلی نمایش، نسبیت گرایی اخلاقی است، با قوس دوم که تامرها با دیجیمون مبارزه می کنند که خود را به نام خدایان در سنت هندو Deva می نامند و رهبران خود را خدایان دیجیمون اعلام می کنند. جیان لیانگ با سنسی کنپو خود در مورد این دواها گپ می زند که در آن سنسی توضیح می دهد که آنچه از یک منظر خوب است ممکن است از منظر دیگر شر باشد و مطمئناً خدایان دیجیمون عمدتاً سرد هستند. تنها یکی از این چهار نفر از این ایده که دیجیمون با انسان ها زندگی می کند متنفر بود و به همین دلیل به ژاپن حمله کرد، اما Tamers و سه خدای دیگر به او کمک می کنند تا به جای کشتن او، از آن عبور کند. یاماکی خطای راه های خود را می آموزد و در نیمه دوم نمایش تبدیل به متحد سرسخت بچه های اصلی می شود. حتی آنتاگونیست نهایی، D-Reaper، که مانند یک شرور انیمههای نیهیلیستی معمولی عمل میکند، فقط یک برنامه کامپیوتری قدیمی برای تخلیه خودکار هارد دیسکهای پر شده است که خارج از کنترل تکامل یافتهاند. و سپس ایممون، یک ابله ناامن است که قهرمانان را عذاب می دهد، کولومون دوست داشتنی اما درمانده را مورد آزار و اذیت قرار می دهد و در مورد نیاز به استقلال دیجیمون از بشریت ناله می کند. بعداً متوجه میشویم که این شخصیت، جبههای برای تنهایی و ترسی است که از زمان فرار از اربابان خود با آن زندگی میکند، یک جفت کودک نوپا که بهطور تصادفی به او صدمه میزنند، زیرا خیلی جوان بودند تا بهتر بدانند. ایممون به آرامی شروع به اعتماد به تاکاتو و دوستانش با وجود نقصهای شخصیتی آشکار خود میکند، اما همچنان به آنها خیانت میکند، پس از اینکه فکر میکند چقدر با او مهربان بودهاند و کاملاً واضح است که او میداند که نباید این کار را انجام دهد. او این کار را برای قدرت انجام میدهد، زیرا به دلیل نیاز نفرتانگیز خود به شکوه، خدای دیجیمون او را به بلزمون تبدیل میکند، و او لئومون را میکشد تا به یک تاکاتو خشمگین ببازد. او تنها به این دلیل در امان می ماند که جوری، که دیجیمون او به تازگی قتلش را تمام کرده، برای او التماس می کند. تنها پس از چند اپیزود تأمل در این وقایع، ایممون سرانجام تصمیم می گیرد گناه خود را بپذیرد و تاوان اعمال خود را بپردازد. این یک قوس ضدقهرمان کاملاً محکم است که بهویژه توسط صحنه خیانت در وسط ساخته شده است، که نشان میدهد در زمانی که به بد بودن عادت دارید انجام کار درست چقدر سخت است. حالا ممکن است به نظر برسد که من عاشق Digimon Tamers هستم و فکر میکنم واقعاً عمیق است، و این احتمالاً به این دلیل است که وقتی میتوانید روی چیزهای تحسینبرانگیزی که تلاش میکند تمرکز کنید و نه بر حد متوسط بودن، حافظه بهتری دارد. به یاد داشته باشید که 51 قسمت انیمه چقدر طولانی است. Lain در حالی که خط محو شدن بین دنیای واقعی و آنلاین را در 12 قسمت بررسی می کند، جهان و جدول زمانی خود را روی سرشان می چرخاند. Evangelion به طور کامل ساخته می شود و سپس تمام شخصیت های خود را در 26 تجزیه می کند در حالی که هنوز برای نبردهای ربات های غول پیکر وقت می گذارد. داستان ایممون در پنج تکه دقیقهای پخش میشود که ممکن است در 15 قسمت از این 51 قسمت پخش شود. او حتی تا قسمت 6 هم حضور پیدا نمیکند. یاماکی تقریباً نیمی از سریال را صرف فندک خود میکند و به طور مکرر در مورد اینکه چقدر از دیجیمون متنفر است غر میزند. شروع به نشان دادن ذره ای از شخصیت می کند. حتی زمانی که قوس شخصیتی او تمام شد، او از یک مرد دولتی متخاصم به شخصیت پشتیبانی غیرقابل توصیف تبدیل شده است. یک صحنه انسان ساز وجود دارد که او در خانه با دوست دخترش نشسته است و در غیر این صورت او فقط برای خدمت به طرح وجود دارد. لئومون در قسمت 34 می میرد و Juri رام کننده او برای یک ثانیه پشت سنگ پنهان می شود، پس از آن او توسط D-Reaper (که نسخه او یک انسان کاتاتونیک است) ربوده شده و جعل می شود و ما دیگر او را نمی بینیم تا زمانی که نمایش تقریبا تمام شده است این بدان معناست که ما این فرصت را از دست می دهیم که ببینیم او چگونه این غم را در مراحل اولیه خود پردازش می کند، و حتی زمانی که وضعیت روانی خود را که قرار است تمرکز اصلی فیلم نهایی باشد، بازگردد، تقریباً یک دهم بیشتر از صفحه نمایش استفاده می کند. همانطور که رام کننده ها در حال مبارزه با پولیپ های بی پایان D-Reaper برای پانزده قسمت طاقت فرسا هستند. بیشتر زمان پخش سریال به یک نبرد در هر قسمت اختصاص داده شده است که توسط استودیو انجام می شود، همراه با انیمیشن های کنسرو شده بیش از حد دراماتیک از Digimon در حال تکامل یا رام کننده های آنها در حال اسکن کارت های معاملاتی Digimon (که اکنون در خرده فروشی های شرکت کننده موجود است) تا آنها را تقویت کنند، و گاهی اوقات به عقب برمی گردند. پشت به پشت - سوگند می خورم قسمتی وجود دارد که جیان لیانگ انیمیشن ده ثانیه ای کامل "کارت اسلش" را پنج بار در سه دقیقه اجرا می کند. من از این صحنههای دعوا بدم نمیآید، اما بسامد آنها باعث میشود با وجود طولانی بودن نمایش، قوسهای شخصیتی پیچیدهتر برای زمان در بند باشند، و نویسندگان سپس از اغراق استفاده میکنند تا آنها را تسریع کنند تا زمانی که به ملودرام خستهکننده تبدیل شوند. به جای یک راه طولانی و دشوار برای رستگاری پس از تصمیم ایممون برای جبران، صحنهای وجود دارد که او با رامکنندههای کودک نوپایش آشتی میکند و سپس به نسخهای با سایه روشنتر از Beelzemon تبدیل میشود تا نشان دهد که از تضادهای شخصیتی خود خلاص شده است. بقیه بازیگران فورا او را می بخشند. زمانی که لئومون می میرد، جوری بلافاصله به کما می رود و بقیه سریال را در یک توپ در داخل D-Reaper می گذراند، در حالی که تاکاتو فریاد می زند که چگونه می خواهد او را نجات دهد. داستانی در مورد رابطه تیره او با پدرش وجود دارد که از طریق یک صحنه که در آن او از طریق تلفن چیز بدی به او می گوید و سپس تنها بار دیگری که ظاهر می شود این است که یک ون کامیکازه به سبک D-Reaper رانده شود. و از اینکه دخترش را به اندازه کافی دوست ندارد عذرخواهی کند. دو صحنه نشان میدهد که جیان لیانگ با برادر بزرگتر خواهرش شیائوچون مبارزه میکند، از جمله صحنهای که تقریباً او را میزند زیرا نمیتواند او را متقاعد کند که برای امنیت خودش در مبارزه بنشیند. این هرگز دیگر ذکر نشده و یا بیشتر مورد بررسی قرار نگرفته است. دلیل واقعی این اتفاق این است که این همان قسمتی است که جیان لیانگ با تریرمون ترکیب میشود و برای اولین بار تبدیل به SaintGargomon میشود، بنابراین نویسندگان احساس میکنند که باید مشکلات عاطفی را برای او ایجاد کنند تا با قدرتگیری حل شود. قالب اغلب با تلاش های نمایش برای داستان سرایی جدی تر در تضاد است. نویسندگان میخواستند مرگ لئومون را بهعنوان یک رویداد تکاندهنده به تصویر بکشند، اما تا حدودی با کارت عنوان پنج دقیقه قبل که نشان میدهد آن قسمت «قهرمان مهربان لئومون میمیرد» نامیده میشود، آن را خراب کردند. گاهی اوقات صحنههای دعوا زمینگیرانهتر به نظر میرسند و به داستان ضرر اضافه میکنند، مانند زمانی که بچهها برای دو قسمت در متوقف کردن گراز غولپیکر Digimon که در حال تخریب شهرشان است، شکست میخورند، یا زمانی که خانوادههایشان با تهدید D-Reaper شهر را تخلیه میکنند. سپس دیجیمون ها به دلیل قدرت همه جانبه دوستی تکامل می یابند و بچه ها متوجه می شوند که هر چه بیشتر باور کنند کارت های دیجیمون آنها قدرتمندتر می شود، بنابراین آنها فقط راه خود را برای پیروزی در آن نبرد باور می کنند. به نظر می رسد که آنها این ترفند را به خاطر نمی آورند، زمانی که بعداً درگیر می شوند. جوری با لئومون ملاقات می کند که توسط دیجیمون وحشی تعقیب می شود و او برای نجات او ناگهان از رنگین کمان می پرد. روکی یک شخصیت رقیب کلیشه ای دارد که به معنای واقعی کلمه "دیجیمون به عنوان دوست؟ همف، مسخره!" یاد بگیرند که دوستی قدرت واقعی است و رنامون هرگز بدون عشق تکامل نخواهد یافت. در حالی که موضوعات غم و اندوه و گناه واقعاً لذت نبرد دیجی را تضعیف نمی کند، گنجاندن این تروپ های شونن در نهایت جدی گرفتن موضوعات عمیق تر را دشوار می کند. Tamers نمی داند چگونه به نقاط قوت خود پایبند باشد. در حالی که نبردهای دنیای واقعی و عواقب واقعی آن ها یک تغییر خوب در سرعت بود، سریال برای بخش میانی به دنیای Digi بازمی گردد و این جنبه از بین می رود. کاهش بازیگران به سه کودک اصلی و دیجیمون آنها (در مقایسه با هفت بازی Digimon Adventure) به آنها زمان بیشتری برای پیشرفت می دهد تا بیننده با خانواده و زندگی روزمره خود آشنا شود و باعث می شود که تحولات Digimon خاص تر شود. سری اصلی هر قسمت برای 10 قسمت اول یک قسمت جدید داشت)، اما سپس چهار رام کننده دیگر را اضافه کردند - Xiaochun، دو نفر از همکلاسی های تاکاتو به نام های Kenta و Hirokazu، و Ryou، رقیب Ruki در بازی کارت دیجیمون. این سریال هرگز واقعاً این بچه ها را به عنوان شخصیت مورد بررسی قرار نمی دهد، آنها فقط برای نبرد نهایی بدون هیچ نقش مشخصی در حال دور زدن هستند. شریک کنتا، دیجیمون، میتواند حبابهایی را منفجر کند که قدرت D-Reaper را بدون هیچ دلیلی که به اندازه کافی کشف شده است، خنثی کند، جز اینکه کاری به او بدهد. هیروکازو گاردرامونی دارد که قرار است بتواند به آندرومون تبدیل شود اما هرگز این کار را نمی کند. من فکر می کنم صحنه ای وجود دارد که او یک جفت موشک را به D-Reaper در تمام نبردهای بی پایان علیه آن پرتاب می کند. ریو در خط مقدم با سه نفر اصلی میجنگد، اما احساس میکند که یک چرخ سوم است، زیرا او فقط در سه قسمت قبل از آن ظاهر شده است. او قرار بود بیش از یک سال قبل از شروع سریال در دنیای دیجیتال گیر بیفتد، اما ما هرگز نمیتوانیم ببینیم که وقتی برگشت او را تغییر داد یا بر روابطش با پدرش تأثیر گذاشت. یک قسمت زیبا درباره دوستی کنتا و هیروکازو با پیرمرد دیجیمون، جیجیمون و بابامون وجود دارد که نشان میدهد چگونه این نمایش در ارائه ماجراهای سرگرمکننده یکباره بهتر از تمهای عمیق یا توسعه شخصیتها است. هدف من در اینجا این نیست که به شما در مورد Digimon Tamers هشدار دهم. تماشای آن را دوست داشتم، و فکر میکنم این کار را به خوبی انجام میدهد: یک نمایش اکشن سبک با گروهی دوستداشتنی از شخصیتها، موسیقی خندهدار جی پاپ با اشعار انگلیسی درباره جذابیت آن برای Card Slash و Digivolve، و سرگرمکننده نبرد با هیولاهای عجیب و غریب که بیش از حد طراحی شده اند. به هر حال آن را تماشا کنید، اما برای آن چیزها تماشا کنید. این کوناکا نیست که دیجیمون را به یک شاهکار روانشناسی تبدیل کند. در هر صورت، دیجیمون است که کوناکا را بالا میبرد، زیرا او نمیتواند از ساخت فضای پرمشغله معمول خود و فلسفهپردازی بیاحساس در نمایشی برای کودکان هشتساله خلاص شود. مقایسه این سریال با Lain یا Evangelion به معنای ایجاد یک تصور نادرست از سفر واقعی یک قهرمان کودکانه در 90٪ مواقع است و رفتن به آن با انتظار روشنگری فقط باعث ناامیدی شما می شود.برچسب ها دانلود و تماشای آنلاین انیمه Digimon Tamers با زیرنویس فارسی
دانلود و تماشای آنلاین انیمه Digimon Tamers با زیرنویس چسبیده فارسی
دانلود و تماشای آنلاین انیمه Digimon Tamers با زیرنویس فارسی
دانلود و تماشای آنلاین انیمه Digimon: Digital Monsters 03 با زیرنویس فارسی
-
-
-
-