آیا تا به حال با تله رمان های اسپانیایی ارزان مواجه شده اید؟ بله، این اساساً نسخه متحرک ژاپنی یکی از آنها است. در سالهای تماشای انیمه هرگز چنین مشکلی نداشتم که هیچ برنامهای را به پایان برسانم، حتی نمایشهایی را که امتیاز کمتری نسبت به این ساخته دادهام. کاری که Rumbling Hearts به خوبی انجام می دهد، اغراق در موقعیت ها برای ساخت درام ساختگی است. این درام ساختگی باید به هر قیمتی که شده احساسات مخاطب را برانگیزد تا به احمقانه ترین راه برخورد شود تا شما را بیشتر عصبانی، غمگین یا هر چیز دیگری کند. در نتیجه، تعاملات بی عیب و نقص کاملا غیر واقعی ایجاد می کند و اعتبار خود را از دست می دهد. روایت نمایش امیدوارکننده بود و در ابتدا من واقعاً در مورد داستان کنجکاو بودم، متأسفانه اجرا در نیمه دوم آنقدر ضعیف بود که حتی از هدر دادن وقتم برای این موضوع پشیمان شدم.
داستان: 2/10
سرعت داستان بر تعاملات دراماتیک ارزان قیمت است. بدون شک سعی میکند منحصربهفرد باشد و مخاطبان پختهتری را هدف قرار دهد، از این نظر که کودکانه نباشد، همیشه شاد باشد، مشکلات رقتانگیزی نداشته باشد یا هنوز سطحی باشد، من تقریباً هیچ یک از موقعیتهایش را باور نمیکردم زیرا فقط برای ساختن آن بیش از حد بازی شده بود. دراماتیک تر است حماقتی که در آن داستان به لطف شخصیتهای احمقانهتر پیش میرود، همه این تلاشها را تحت الشعاع قرار میدهد. صحنه نمایش سعی می کند بی نقص باشد که اعتبار و جنبه واقعیت آن را بیشتر تنزل می دهد. پیشرفت داستان متکی بر درگیری ها و طرح های مصنوعی بی عیب و نقص است که اغلب سعی می کنند نتیجه عالی داشته باشند، اما در عوض راه حل تا آنجا که می تواند احمقانه است، عمدتاً به لطف نارومی دوباره! اوج داستان پایانی و "عالی" به همان اندازه ناامید کننده است. شخصیت هایی که بدترین بودند و در نهایت هیچ مسئولیتی در قبال تصمیمات وحشتناک خود نداشتند، خوشبخت ترین پایان را می گیرند. این یک بستنی غیر منطقی روی کیک است که مطمئناً از این نمایش متنفرم.
شخصیت ها: 2/10
به جز هاروکا، هیچ شخصیت اصلی وجود ندارد که بتوانم با او ارتباط برقرار کنم یا حتی بر او تاکید کنم. بقیه بازیگران اصلی باید مانند دختر معمولی شما که در ساعت 2 بامداد در خیابان پاتایا راه میرود، پاسخگو و باهوش باشند. تصمیم گیری آنها متناسب با رشد ذهنی آنها است که از زمان بلوغ آنها گیر کرده است. قهرمان اصلی نارومی یا بهتر است بگویم سیمپ نفرت انگیزی که نمی تواند برای خودش تصمیم منطقی بگیرد و در نتیجه به همه اطرافیان آسیب می رساند. کل شخصیت او بسیار احمقانه است، زیرا تنها کاری که او در کل نمایش انجام می دهد، خود حیف است. این احمق رقتانگیز حتی نمیداند چه کسی را دوست دارد یا نه، بنابراین تصمیم میگیرد با دختری که دیوانه عاشق اوست قرار بگذارد تا با احساسات او بازی کند و نتیجه را ببیند، زیرا با وجود این واقعیت که او نمیخواهد به کسی صدمه بزند. دقیقاً همان کاری است که او انجام می دهد. این چه جور آدمی است. مدت کوتاهی پس از آن که او در نهایت چیزهای خود را جمع کرد و به هاروکا اعتراف کرد که حتی به نظر واقعی نمی رسد، زیرا به نظر می رسد که او این کار را انجام می دهد زیرا از او انتظار می رود و نه از میل خودش، جعلی.
وقتی هاروکا به کما میرود، روزهای سختی را سپری میکند، اما پدر و مادر، خواهرش، روزهای سختتری را میگذرانند، اما مانند یک کودک آسیب دیده لوس رفتار نمیکنند. من از عشق دل شکسته بودم، برادر و پدرم را در مدت 2 سال از دست دادم و دیدن او که چنین رفتار می کند، به لطف تجربیات دردناک قبلی ام، بسیار آزاردهنده و غیرواقعی بود. تنها کاری که او باید در بسیاری از موقعیت ها انجام دهد ارتباط بود. به نظر من او بدترین شخصیت است؟ نه، نه، نه، حتی بدترین مزخرف هم وجود دارد و نه یکی.
بیایید در مورد میتسوکی و شینجی صحبت کنیم. میتسوکی باید در بین 20 شخصیت برتر زن در انیمیشن های عاشقانه رتبه بندی شود. بگذارید به شما بگویم چرا ... او با دوست پسر بهترین دوستش خوابید حتی اگر از قصد "نجاتش" بود در حالی که بهترین دوستش در کما است. خوابیدن با کسی تنها راهی برای کمک به فرد آسیب دیده نیست. میبینی کجا دارم میرم؟ او آن را کاملاً از روی خواسته های خودخواهانه خود ساخته است.
او اساساً او را در ضعیف ترین حالتش اغوا کرد، اگرچه می توانست به عنوان دوست به او کمک کند. نویسندگان احتمالاً فکر می کنند که تنها کاری که دوست جنس مخالف شما می تواند برای کمک به شما انجام دهد این است که با شما بخوابد. بعد از بیدار شدن هاروکا از کما، حسادت و تنها می شود، بنابراین اولین کاری که انجام می دهد این است که به دنبال اولین مردی که با او برخورد می کند می رود تا در حین رابطه با او بخوابد. این قسمت در واقع شبیه موقعیتهایی است که در زندگی واقعی اتفاق میافتد، زیرا بیلها اغلب عذرخواهی میکنند که با تنهایی خیانت میکنند. سپس او آن جسارت را دارد که به MC بگوید او یا شینجی را سرزنش نکنید؟ STFU بیشتر تصمیم و تقصیر شماست. البته همیشه دو روی سکه وجود دارد و نارومی بخشی از تقصیر را به دوش می کشد، اما این باعث تقلب شما نمی شود! میتسوکی شخصیتی دستکاری، خود محور، خودخواه و شیطان صفت است که یکی از اشکالات اصلی این نمایش است.
در حال حاضر بدترین شخصیت MCs "بهترین" "دوست" Shinji است. وقتی میتسوکی این فرصت را پیدا نمیکند که خودش را به سمت یک مرد تصادفی بیاندازد، به دوست صمیمی دوست پسرش میپرد و او جلوی او را نمیگیرد. شینجی مدت کوتاهی پس از برخورد با نارومی و جسارت این را دارد که در مورد او حرف های اخلاقی بزند و حتی مشت بزند؟ داداش تو بزرگترین مزخرف هستی اما فکر میکنی یه جور لطف عجیبی کردی چون
دخترش با پسر تصادفی نخوابید اما شما؟ بدتر از این است زیرا یک نفر به او خیانت نکرده است، بلکه دو نفر از نزدیکان او به او خیانت کرده اند.
باز هم تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که به جای اینکه با او بخوابید، با او صحبت کنید و از میتسوکی به عنوان دوستش حمایت کنید.
دختر بهترین دوستت خدایا من در این لحظه آنقدر عصبانی بودم که با این مزخرفات به ترک فکر می کردم.
شخصیتهای مثبتی وجود دارند که من عمدتاً هاروکا و خانوادهاش را دوست دارم که برای من معتبرترین و به راحتی قابل درک هستند. مخصوصا خواهرش که حق داره از اون جوجه خیانتکار مو آبی عصبانی بشه. من عاشق این بودم که او چقدر از خواهر بزرگترش فداکار و حمایت میکرد و بعد از گذشت 3 سال، رشد شخصیت او را جالبتر دیدم. شخصیتهای جانبی خوب هستند، اما چیزی برای ستایش نیست. متأسفانه شخصیتهای اصلی آنقدر کل قطعه را برای من نابود کردند که این در مقایسه با آن معایب جزئی به حساب میآید.
هنر: 5/10
با توجه به اینکه انیمه قدیمی تر است، به نظر می رسد خوب به نظر می رسد، اما می توانم انیمه های قدیمی تر زیادی را نام ببرم که خیلی بهتر به نظر می رسند. چیزی که من دوست نداشتم حرکت شخصیت ها بود که عجیب و خنده دار به نظر می رسید. از طرف دیگر من دوست داشتم که سازندگان چگونه با سایه و رنگ مناظر کار می کنند.
صدا: 3/10
نه فنجان چای من و بیشتر چیزهای معمولی رامکام.
لذت: 2/10
منصفانه بگویم من از 3-4 قسمت اول که در آن طرح اصلی شروع به ساخت می کرد لذت بردم و نمی دانستم چه نوع مزخرفی در راه است. وقتی شخصیتها شروع به بیمغز بودن کردند و اساساً طرحهای داستانی اصلاً معنی نداشتند، من نیز شروع به مشکل جدی برای به پایان رساندن آن کردم.
به طور کلی: 2/10
اگر عاشق نمایشهای درام عمومی هستید که کاملاً دراماتیک هستند بدون اینکه معتبر باشند. در واقع نمیتوانم بفهمم که چگونه کسی میتواند بگوید که این موضوع به دنیای واقعی مربوط میشود، زیرا شما باید در یک مرد واقعیت لعنتی زندگی کنید. هر آنچه در این نمایش اتفاق می افتد اغراق آمیز و بیهوده با نتیجه احمقانه تر است و در عین حال راه حل بسیار آسان تری دارد. درام ارزان!!!
انیمه های بسیار بهتری در ژانر خود وجود دارد، بنابراین پیشنهاد من این است که این کار را با خودتان انجام ندهید و به دنبال چیزی باشید که ضریب هوشی شما را پایین نیاورد.