من قبلاً سه فیلم اول Dragonball را بررسی کرده ام. اکنون، نوبت چهارمین و آخرین فیلم است، قبل از اینکه آنها به Dragonball Z، Saikyou e no Michi بروند. این بازی توسط Toei در سال 96 منتشر شد، هفت سال پس از پایان سریال Dragonball و در همان سال Dragonball Z پایان خود را دید. که زمان بندی عجیبی به نظر می رسد. مثلاً، GT غیر کانن شروع به پخش کرده بود که این منتشر شد. در هر صورت بیایید نگاهی بیندازیم و ببینیم آنها چه چیزی برای ما در نظر گرفته اند. داستان: ما با Goku با Bulma ملاقات می کنیم برای اولین بار. بله، بازگویی دیگری مانند فیلم اول. بنابراین، آنها Oolong و Yamchaand را ملاقات می کنند و سپس همه چیز به طرز شگفت انگیزی تغییر می کند و آنها با ارتش روبان قرمز روبرو می شوند. بنابراین، بهجای بازگویی مستقیم، بیشتر یک سناریوی جایگزین است که در آن گروه با ارتش روبان قرمز روبرو میشوند در حالی که ابتدا بهجای Pilaf و عواملش به دنبال اژدها میگردند.
بزرگترین مشکل روایت این است که برخی از بخشهای آن بیش از حد قابل پیشبینی هستند. مانند، نقطه اوج بزرگ تا حد زیادی از انواع «همه چیز قبل از وقوع آشکار است» است. البته، این فرنچایزی نیست که به خاطر پیچش های شگفت انگیزش شناخته شود. به خاطر سکانس های اکشن بزرگ و برترش معروف است. اما معمولاً با تلگراف فوقالعاده تک تک بیتها کاملاً واضح نیست. این فیلم همچنین برخی از گاگ های سریال را کلمه به کلمه تکرار می کند و آنها تأثیر یکسانی ندارند. این کمکی نمی کند که آنها حتی به خنده دارترین گیج های سریال نزدیک نیستند.
از جنبه مثبت، تغییر همه چیز به طوری که اولین درگیری اصلی گروه با روبان قرمز باشد، به اندازه کافی همه چیز را تغییر می دهد تا به فیلم حس منحصر به فرد بودن را بدهد، علی رغم اینکه یک بازگویی جایگزین است. چیزی که کمیاب است. همچنین بیشتر حس سرگرم کننده سریال را به خوبی به تصویر می کشد.
شخصیت ها:
به احتمال زیاد، بیشتر شما با شخصیت های اصلی Dragonball مانند Goku، Bulma و Roshi آشنا هستید. همچنین شخصیتهای فرعی جزئی مانند Oolong & Pu'ar دریافت میکنید. همچنین Yamcha برای کسی که Yamcha را دوست دارد وجود دارد. خوشبختانه برای بقیه ما، او تقریباً گروه را دنبال می کند و به عنوان یک میمون لب به لب عادت می کند. شخصیت تا حدودی غافلگیر کننده Cyborg Eight یا در صورت تمایل هات چان است. او در این مورد بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. این یک بازیگر سرگرم کننده است، نه آنقدر عمیق اما برای زیبایی شناسی فیلم مناسب است.
هنر:
اغلب، کار هنری بسیار خوب انجام شده است. لحظات اکشن جالبی وجود دارد. مدل های شخصیت خوب به نظر می رسند. بولما به دلایلی به جای رنگ سبز معمولی موهایش بنفش است و گوکو به جای نارنجی همیشگی خود یک گی آبی می پوشد. احتمالاً به این دلیل که GT غیر کانن تازه بیرون آمده بود و در آن آبی پوشیده بود. تنها مشکل واقعی در مورد این هنر این است که آنها واقعاً افکت های سایه را بیش از حد می کنند و نقاطی وجود دارد که در آنها فقط کمی مزخرف به نظر می رسد.
صدا:
بازیگری به خوبی انجام شده است. آنها بازیگران معمولی را با نوزاوا ماساکو، تسورو هیرومی، تاتسوتا نائوکی، ایزوکا شوزو و دیگران دریافت کردند. بنابراین، این گروهی هستند که شخصیت هایی را که صداپیشگی می کنند به خوبی می شناسند و در آنها مهارت دارند. موسیقی برای فرنچایز معمولی است. که چیز بدی نیست Dragonball به طور مداوم دارای موسیقی بسیار قوی است.
زمینه های بهبود:
1. کمی تعجب برای اوج گرفتن. بله، این یک فرنچایز فرمولی است، اما آنها هنوز هم می توانند چیزی غیرقابل پیش بینی را برای جذاب تر کردن چیزها وارد کنند.
2. گاگ ها را کمی دوباره کار کنید. دلیلی وجود دارد که Spamalot دقیقاً از جوک های مشابه Quest for the Holy Grail استفاده نمی کند. گگ ها وقتی تازه هستند خنده دارتر هستند. اگر خط پانچ را بشناسید، آنها به خوبی کار نمی کنند.
3. از قرار دادن سایه روی همه چیز خودداری کنید.
افکار نهایی:
Saikyou e no Michi علیرغم اکران دیرهنگام آن، یک فیلم اژدهای بال خوب است و طرفداران این فرنچایز احتمالاً وقتی از تغییر کمد لباس گوکو و رنگ موی بولما شکایت نکنند، از آن لذت خواهند برد. برای خودم، اوج بسیار واضح بود و گاگ های بازیافتی به خوبی به زمین نمی آمدند، اما هنوز فکر می کردم که فیلم محکمی است. در پایان به آن 7/10 می دهم.