فرضیه در مورد جنگ بین کشورها برای کنترل منابع طبیعی است. همچنین درباره چندین درام شخصی در مورد خلبانان و اشراف و تعاملات آنها در این دوران است. از نظر تئوری، این میتوانست حماسه بزرگی از نزاع، جاهطلبی و تراژدی حول نیازهای ملتهایی باشد که در مسیر خشونت و ویرانی قرار گرفتهاند. اگرچه در عمل به سختی جالب است. واضح ترین دلیل عمل است. به نظر می رسد که همه چیز مانند یک گندام کسل کننده به نظر می رسد، جایی که خلبان ها به جای اینکه فقط به ما اجازه دهند آن را دریافت کنیم، به تک گویی می پردازند و همه چیز را برای بیننده توضیح می دهند، منهای انفجارهای بزرگ و مکانیسم های مضاعف. تمرکز بیش از حد روی درگیری ها و دوئل ها با تاکتیک های میدانی ساده است که باعث نمی شود احساس کنید در حال تماشای یک جنگ در سراسر قاره هستید. چیزی که بیشتر می بینید ربات های بزرگی است که با مشت یا گلوله های نامرئی به یکدیگر شلیک می کنند، شلیک گلوله هایی که تقریباً از صدا خفه کن استفاده می کنند و آسیبی که وارد می کنند یک فرورفتگی ساده است. حتی نبردهای تن به تن تا حدی ساده هستند که حتی احساس نمی کنید در حال تماشای اکشن های مکانیکی هستید، اما برخی از افراد زرهی درجه b در حال دعوا هستند. هک، خود ماشین ها از کریستال ساخته شده اند نه فلز و شما احساس می کنید که تکه های سنگی بزرگی هستند. آنها در واقع گولم نامیده می شوند که بیشتر به عنوان زره عمل می کنند. دیدنش کسل کننده است
تنها زمانی که اکشن جالب می شود، زمانی است که نخبگان جنگ در حال نمایش دادن هستند. به طور ناگهانی خلبانان برتر می توانند از ابرقدرت های عجیب و غریب و کمی استراتژی بیشتر استفاده کنند که باعث می شود همه چیز بهتر به نظر برسد. بقیه زمانها از نظر عملی کسلکننده است و من هرگز نفهمیدم چرا آنها حتی به ارتشهای کامل نیاز دارند، در حالی که فقط نخبگان هستند که همه کارها را انجام میدهند و نتیجه جنگ را تعیین میکنند. آیا آنها نمی توانند فقط یک تورنمنت یا چیز دیگری داشته باشند؟ این امر آنها را از هزاران مرگ و همچنین اتلاف منابع در امان خواهد داشت.
بنابراین عمل عمدتاً یک اشتباه است، اما در مورد زاویه سیاسی-اجتماعی چطور؟ ملت A به ملت B حمله می کند و باید قبل از اینکه ملت C تصمیم بگیرد به B در برابر A کمک کند پیروز شود. و این تمام سیاستی است که شما در این نمایش دریافت می کنید. در واقع، ملت C حتی مهم نیست زیرا همه چیز توسط دوئل تعداد انگشت شماری از خلبانان تعیین می شود. بنابراین میتوانیم دهها هزار سربازی را که برای کشته شدن در این به اصطلاح جنگ فرستاده شدهاند، خراب کنیم. منتظر هیچ بازی ذهنی پیچیده و پیچش های داستانی غیرمنتظره نباشید زیرا هیچ بازی را پیدا نخواهید کرد. کل داستان سرراست و به اندازه کافی ساده است حتی برای بچه های ابتدایی. صحنههای مختلفی وجود دارد که در آن ژنرالها و پادشاهان درباره حرکت بعدی خود صحبت میکنند و در نهایت به زمان مردهای ختم میشود، زیرا تنها چیزی که میشنوید این است که چند خلبان نخبهشان چقدر باحال هستند و چگونه آنها به تنهایی میتوانند در جنگ پیروز شوند. من معتقدم این کار به عمد انجام شده است تا بچه ها شگفت زده شوند و کیت های plamo را راحت تر بخرند.
بیایید به قسمت درام ادامه دهیم؛ شاید خوب باشد... نه. دوباره ضعیف است یک پسر نگران تبدیل شدن به یک قاتل بی عاطفه است، دختر دیگری اسیر می شود و وظیفه دارد در تقابل با اخلاق باشد و ... اوم، در واقع همه اش همین است. چه، انتظار بیشتری داشتید؟ مطمئناً حدود دوجین شخصیت مختلف در این انیمه وجود دارد که به نوعی روی داستان تأثیر میگذارند، با این حال علاوه بر شونن لید بلوندی عمومی، بقیه حضور بسیار ضعیفی در داستان دارند. همه آنها حرف می زنند و عمل می کنند و به نظر می رسد چیزی مهم نیست که به خاطر بسپارید، زیرا همه آنها کهن الگوهای معمولی هستند که تفاوت های خود را با مد خوب قدیمی حل می کنند. و از آنجایی که اکشن اغلب خسته کننده است، حتی آن هم به نفع نمایش نیست. من به سختی انگیزه آنها را درک می کنم، مانند اینکه چرا ملکه بلوند با لولی بزرگ شکسته ای که قصد کشتن او را داشت، خوابیده است، یا چرا زنی وجود دارد که شبیه یک بچه است، یا چرا آن شخص مگان تسلیم شد و اجازه داد در جنگ کشته شود. زمانی که در طول دعوا مالک همه بود. و لعنتی ژنرال نخبه مخالف کیست؟ من چیزی در مورد او نمی دانم جز اینکه او یک الاغ با مهارت های مبارزه است. اینجا چه خبر است و چرا باید اهمیت بدهم؟ این همه کاغذ نازک است.
ارزشهای تولید بسیار بهتر از انیمههای معمولی شماست، اما مکانیکها نسبتاً زمخت حرکت میکنند و سادهگرایانه میجنگند، در حالی که نیمی از پسزمینهها زمینهای بایر با سنگ هستند. در مکان ها یا لباس ها نیز تنوع زیادی وجود ندارد. تنها چیزی که از نظر بصری به یاد دارم این است که ملکه بلوندی است که هر 15 دقیقه برهنه می شود، فقط برای اینکه بیننده بتواند در صحنه های بدون حادثه بیدار بماند.
در مجموع، این دنیای هدر رفته از چندین ملت در حال جنگ و بازی های سیاسی فرضی است که حتی برادرزاده 10 ساله من هم می تواند آن ها را درک کند. چیزهای زیادی برای دیدن یا انتظار در این سریال وجود دارد، و صادقانه بگویم من نمیفهمم که آن را به خاطر داستان شگفتانگیز و انیمیشن فوقالعادهاش تحسین میکنند. یک سریال گاندام متوسط ده برابر اکشن خروجی بیشتری دارد، یک سریال شونن متوسط شخصیتهای بسیار جذابتری دارد و داستان را میتوان در سه خط متن توصیف کرد. فعل و انفعالات کاراکترها اساسی هستند و در افکت ها کل تنظیمات را در سطل زباله می اندازند.
اگر حماسه های واقعی جنگ خوب را تماشا کرده اید، آن را توصیه نمی کنم. اگر نمایش هایی با اکشن مکانیکی خوب دیده اید، آن را توصیه نمی کنم. هک، بیننده معمولی برای بیدار ماندن از طریق طرح کسل کننده یا این واقعیت ساده که یک نمایش مکانیکی است، برایش سخت است. حتی یک نفر را باور نکنید که ادعا می کند این یک نوع شاهکار است، در حالی که حتی در بین معاصرانش هم خوب نیست.